منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٦٤ - نگرشهايى درباره رأى
اين تناقضگويىها و عذرتراشىها براى اشخاص، از نگاه پژوهشگران مخفى نمىباشد.
آيا مىبايست نصوص و آنچه را در ميراث دينى پيشين آمده، تصديق كرد يا توجيهات اساتيد را درباره ابوبكر و عمر پذيرفت؟
آيا خدا شيخين را از خطا مصون داشت و به دليل ويژه، اجتهادشان را اجازه داد و تعبّد به رأيشان را واجب ساخت (چنان كه روايت كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بر شما باد سنّتِ من و سنّتِ خلفاى راشدين و هدايت يافته[١]؟
آيا اين نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله صحيح است يا از آن، بوى وجودِ مكتب ديگرى در قبال سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله به مشام مىرسد؟
آيامعقول است كه رسولخدا صلى الله عليه و آله سنّتش را عِدل (وهمتاى) سنّت خلفاى راشدين بعد از خود قرار دهد؟ در حالى كه به اختلاف امّت آگاه است و قرآن مىگويد:
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ[٢]؛
آيا اگر محمّد بميرد يا كشته شود، شما (به دوران جاهليت) عقب گرد مى كنيد؟!
اگر اين حديث را- علىرغم نقصهاى آن- بپذيريم با مشكل ديگرى مواجه مىشويم و آن تناقض و تخالف آراى خلفاست؛ ما مأموريم كدام يك را برگيريم و بدان ملتزم شويم؟ كدام يك از خلفا مقصودند، چهار خليفه اول يا هركس كه زمام خلافت را به دست گيرد و بر اريكه قدرت نشيند؟
اگر اين حديث درست است، چرا بر خلفاى دوازدهگانهاى حمل نمىشود كه از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع مىكنند و ناشران حديث آن حضرتاند؛ چراكه از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود:
[١] . مسند احمد ٤: ١٢٦؛ سنن ابن ماجه ١: ١٥، حديث ٤٢- ٤٣؛ المستدرك على الصحيحين ١: ١٧٤- ١٧٧، حديث ٣٢٩- ٣٣٣.
[٢] . آل عمران/ ١٤٤.