منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٤٨ - درنگى در ديدگاه ابن قيّم جوزى
انگيزههاى دينى محض باشد و رسيدن به حق را بجويد ... در ضمن پژوهش واقع بينانه كه با تأنّى صورت گيرد، نه با شتاب و نتايج ناتمام.
احاطه هالهاى از قداست بر اقوال و افعالِ صادر از ابوبكر و عمر، به گونهاى كه مسلمان از وارسى آنها وحشت كند (و بسا اين حالت، نوعى تروريسم فكرى ناپسند براى شخص پديد آورد كه راه هر نوع گفت و شنود يا مناقشه را ببندد، چه رسد به اعتراض) ابوبكر و عمر را در طراز انبياى الهى يا فراتر از آنها قرار مىدهد، و اين را هيچ انديشمند و ديندارى نمىپسندد.
به ويژه آنكه وقايع تاريخى روشن مىسازد كه صحابه از نظر علم و ايمان و قدر و منزلت، متفاوت بودند و در موارد بسيارى ملاحظه مىكنيم كه بعضىشان بعض ديگر را تخطئه مىكردند و به نقد مواضع يكديگر مىپرداختند ... و در اين كار، نقص و عيبى نيست.
آگاهان به اخبار و احاديث و تاريخ صدر اسلام مىدانند كه ابوبكر و عمر، معصوم نبودند، بلكه بيشتر اجتهادات آنها بر رأى محض استوار بود و برگرفته از قرآن يا سنّت (كه شناختى نسبت به اين دو نداشتند) نبود.
درنگى در ديدگاه ابن قيّم جوزى
فتاواى ابوبكر و عمر، به آنچه ابن قَيّم جوزى گفته است، منحصر نيست، وى بر اين باور است كه در صدور اين فتواها، شش وجه تصوّر دارد:
١. آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده است.
٢. از كسى دريافته كه او آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده است.
٣. از آيهاى از قرآن فهميده باشد، فهمى كه بر ما مخفى است.
٤. همه، بر آن مُتّفق بودهاند و تنها قولِ مُفتى براى ما نقل شده است.
٥. فتو ا به جهتِ لغتدانى و دلالتِ ويژه لفظ باشد، به گونه اى كه ما نمىدانيم يا به كمك قرائن حالى همراه با خطاب، يا به مدد مجموعهاى از امور كه در طول زمان فهميدهاند (مانند مشاهده افعال و احوال و سيره پيامبر و شنيدنِ