منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٤٢ - يكپارچگى چند دستگى
و اگر وحدت (و امّت يگانه) مطلوب شارع بود، چرا متعدّد بودن صحيح انگاشته مىشود و التزام به آن هست؟!
آيا آنچه درباره اختلاف امّت گفتهاند- به اعتبارِ رحمت بودنِ آن- درست است؟ پس معناى تأكيد خدا بر «وحدت كلمه» چيست؟ آيا خدا ما را به وحدت امر كرد يا به جدايى از يكديگر؟ اگر جدايى مطلوب شارع است معناى اين آيه چيست كه مىفرمايد:
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً[١]؛
اگر قرآن از نزد غير خدا بود، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند.
و اين سخن خدا كه:
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[٢]؛
اين، راه مستقيم من است، آن را بپيماييد! از راههاى انحرافى مرويد كه شما را از راه حق پراكنده مىسازد؛ خدا شما را به اين رهنمودها سفارش مىكند تا شايد پرهيزگارى پيشه كنيد.
براى توضيح همه اينها، گفت و گويى را كه ميان عمر و ابن عبّاس روى داد، نقل مىكنيم.
مُتّقى هندى از ابراهيم تيمى روايت مىكند كه گفت:
عُمَر روزى در خلوت، با خويش سخن مىگفت. سوى ابن عبّاس پيك فرستاد [كه به نزدش برود، ابن عبّاس آمد] پرسيد: چگونه اين امّت اختلاف مى ورزند با اينكه كتاب و پيامبر و قبلهشان يكى است؟!
ابن عبّاس گفت: اى امير مؤمنان، بر ما قرآن نازل شد آن را خوانديم و دريافتيم درباره چه نازل شد.
[١] . نساء/ ٨٢.
[٢] . انعام/ ١٥٣.