منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٧٨ - نمونههايى از گستره دو مكتب
ابَى گفت: در را باز نمىكنم! مىدانم پَى چه آمديد! مىخواهيد درباره اين عقد [پيمان خلافت] نظرم را بدانيد؟
گفتيم: آرى.
پرسيد: آيا در ميانتان حُذَيفه هست؟
گفتيم: آرى.
گفت: سخن همان است كه او گويد! به خدا در خانهام را باز نمىكنم تا بر من آنچه جارى است، جارى باشد؛ و البته پس از آن [خلافت ابوبكر] بدتر از آن است، و شكوهام سوى خداست[١].
نيز از ابَى بن كعب رسيده است كه گفت:
سوگند به خداى كعبه، اهل عقد [بيعت بر خلافت] هلاك شدند! براى آنان اندوهگين نيستيم، ليكن تأسفم براى مسلمانانى است كه هلاك مىشوند[٢].
و در روايت ديگر آمده است كه گفت:
در اين باره، سخنى خواهم گفت! باكى ندارم كه زندهام بداريد يا مرا بكشيد[٣].
ابو صلاح، تقى الدين حلبى (م ٤٤٧ ه-) آورده است كه ابَى و ابن مسعود، در عهد اول- پس از درگذشت پيامبر- بر ولاى آل البيت استوار ماندند و به آنان اختصاص داشتند[٤].
[١] . السقيفه وفدك: ٤٩؛ و به نقل از آن در شرح نهج البلاغه ٢: ٥١ و ٥٢.
[٢] . مسند طيالسى ١: ٧٥، حديث ٥٥٥؛ مسند ابن جعد ١: ١٩٧، حديث ١٢٩١؛ مصنّف ابن اب--- ى شيبه ٧: ٤٦٨، حديث ٣٧٢٩٥؛ مسند احمد ٥: ١٤٠، حديث ٢١٣٠١؛ حلي- ة الأولياء ١: ٣٥٢( و جلد ٣، ص ١١١)؛ الجامع( معمر بن راشد) ١١: ٣٢٢( به اسناد از حذيفة بن يمان).
[٣] . الطبقات الكبرى ٣: ٥٠٠؛ تاريخ دمشق ٧: ٣٤٠؛ تهذيب الكمال ٢: ٢٧٠؛ سير أعلام النبلاء ١: ٣٩٩.
[٤] . تقريب المعارف: ١٦٨؛ نگاه كنيد به: سفينة البحار ٨: ١.