منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٧٠ - نمونههايى از گستره دو مكتب
- چگونه است كه ابوبكر و عمر در برخورد با احاديث، موضعگيرى واحد و هماهنگى دارند؟ هر دو احاديث را آتش مىزنند، نه اينكه مانند ابن مسعود و ديگران، آنها را در آب محو سازند يا در زمين دفن كنند؟
اين، در حالى است كه جريان فكرى اكثر صحابه، ضد اتلافِ احاديث بود، ليكن مكتب اجتهاد- كه اينك بر اريكه قدرت بود- جز اجراى آنچه را مصلحت مىانگاشت برنمىتافت.
- چرا بايد اين اهانت روى دهد و به آرا و نظرات صحابه- با اين كه با احاديث پيامبر و سيره آن حضرت و روح شريعت همسو و هماهنگ بود- اعتنا نشود؟
خواننده مىتواند پاسخ اين پرسشها را از نصوصى كه پيش از اين گذشت و در آينده خواهد آمد، دريافت دارد.
* در اينجا حديث ديگرى را مىآوريم كه سعيد بن جُبَيْر از ابن عبّاس درباره مُتعه نقل مىكند و اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله متعه كرد. عُروة بن زُبير در مجلس ابن عباس- گفت: ابوبكر و عمر از مُتعه بازداشتند.
ابن عبّاس پرسيد: اين مردك چه مىگويد؟
گفتم: مىگويد: ابوبكر و عمر از متعه نهى كردند!
ابن عبّاس گفت: مىنگرم كه هلاك خواهيد شد! من مىگويم: پيامبر فرمود، شما مىگوييد: ابوبكر و عُمَر نهى كردند[١]!
* ابن حَزْم و ابن عبدالبَرّ روايت كردهاند كه ابن عبّاس گفت:
والله، فرجامِ شما را عذابِ الهى مىبينم! من برايتان از پيامبر مىگويم و شما از ابوبكر و عُمَر حديث مىآوريد[٢]!
* در حديثِ سومى آمده است كه ابن عبّاس گفت:
[١] . مسند احمد ١: ٣٣٧، حديث ٣١٢١؛ زاد المعاد ٢: ٢٠٦( متن روايت از اين كتاب است)؛ إرشاد النقّاد إلى تيسير الاجتهاد: ٢٤- ٢٥.
[٢] . حجّة الوداع( ابن حزم) ١: ٣٥٣؛ التمهيد ٨: ٢٠٨؛ زاد المعاد ٢: ٢٠٦.