منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٥٥ - اجتهاداتِ خاصّ عمر
مىخواست اختلافات از ميان برود و مردم پيرو يك قرآن باشند[١].
پس قائل شدن به مصالح مرسله، براى تصحيح افعال و فتاواى صحابه بود. با نگاه به اصول فقه اهل سنّت، مىتوان دريافت كه «مصالح مرسله» از اصول ذاتى در فقه آنها نيست و تنها «مالك» است كه آن را به عنوان اصلى مستقل مىشمارد.
آنان مصالح را به مُلغا (باطل و بىاعتبار) و مُرسَل و مُعتبر؛ و مصالحِ معتبر را، به ضرورى، و مورد نياز- اما غير ضرورى و مورد پسند تقسيم مىكنند، و بر هريك فروع و احكامى را مترتّب مىسازند.
اجتهاداتِ خاصّ عمر
اكنون به ديدگاههاى خليفه باز مىگرديم تا ببينيم آيا اجتهادات عمر همين اندازه بود يا اينكه آراى ديگرى بيش از اينها دارد.
واقع اين است كه ما از تفصيل در اين موضوع بىنيازيم جز اينكه روشن سازى نگرشمان در مسئله منع تدوين حديث، ناچار ما را به بيانِ بُعد فقهى عُمَر مىكشاند و مقدار مفرداتى كه او آوَرْد و مسائل فقهى مهمّى كه در آنها از رأى محض و اجتهاد استفاده كرد.
اجتهاداتِ زير از آنهاست:
* عمر نماز تراويح را تشريع كرد و درباره آن گفت:
«نِعْمَتِ البِدْعة هذه
!»؛ وَه! چه خوب بدعتى است اين[٢].
* در اذان صبح، بندِ «الصلاة خيرٌ من النوم» (نماز بهتر از خواب است) را افزود تنها بدان جهت كه وقتى از يكى از صحابه آن را شنيد، خوشش آمد.
[١] . الكامل فى التاريخ ٨: ٣- ٧؛ التمهيد والبيان ١: ٦٣- ٦٢؛ البداية والنهاية ٧: ٢١٨.
[٢] . صحيح بخارى ٢: ٧٠٧، حديث ١٩٠٦؛ موطّأ مالك ١: ١١٤، حديث ٢٥٠؛ تاريخ المدينه ٢: ٧١٣؛ الطبقات الكبرى ٥: ٥٩؛ تاريخ يعقوبى ٢: ١٤٠.