منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١١٤ - نقد و بررسى
اگر عُمَر در پى اين هدف مىبود، از احَدى باك نداشت و از ترديد صحابه نمىهراسيد و در آنچه مىخواست درنگ نمى ورزيد و براى تدوين، خطوط قرمز تعيين مىكرد؛ چنان كه درباره «مُتْعَه» با جرأت و قدرت گفت: «دو متعه در عهد رسول خدا بود، من آن دو را حرام مىسازم و هركه را مرتكب آن دو شود مجازات مىكنم».
بنابراين، مسئله خلافت و گستاخى بر زهرا عليها السلام و گرفتن فدك از آن حضرت و دستگيرى على عليه السلام براى بيعتِ اجبارى با ابوبكر و ... يك چيز است، و منع از تدوين براى غرضى، چيز ديگر مىباشد.
ثالثاً: در تاريخ ثبت است كه شيخين درباره فضائل على عليه السلام و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله رواياتِ زيادى را نقل كردهاند. محب الدين طبرى بابى را با اين عنوان منعقد ساخته است:
«ذكر ما رواه أبوبكر في فضائل عليّ»
(نقلِ آنچه ابوبكر در فضائل على روايت كرده است) ... از جمله احاديث اين باب، روايات زير است:
* عبادت بودن نگاه به على.
* برابرى كفِ دستِ على با دستِ پيامبر.
* اينكه پيامبر براى على خيمهاى زد و براى فرزندانش خيمهاى ديگر.
* اين حديث كه: على نسبت به پيامبر، به منزله پيامبر است نسبت به پروردگار.
* اينكه احدى بر صراط نمىگذرد مگر با جوازى كه على آن را مىنويسد.
* اين سخن پيامبر كه فرمود: هركه مسرور مىشود از اينكه نزديكترين خويشاوند به من را بنگرد، به على نگاه كند.
* اينكه ابوبكر كسى را كه توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله را از او خواست، به على حواله داد[١].
در المستدرك علي الصحيحين از عمر نقل شده كه گفت:
على بن ابى طالب سه خصلت را داراست كه اگر يكى از آنها را داشتم برايم از شتران سرخموى محبوبتر بود!
[١] . الرياض النضره ٣: ٢٣٢.