منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٠٩ - نقد و بررسى
ما نيكوترين داستانها را حكايت مىكنيم) آيا قصههايى بهتر از داستانهاى خدا مىخواهيد؟ يا حديثى نيكوتر از سخن خدا را خواستاريد[١]؟!
در خبر ابن مسعود سه احتمال هست:
الف) محو روايات به جهت وجودِ فضائل خاندانِ پيامبر صلى الله عليه و آله باشد؛ چنان كه بعضى از بزرگان شيعه- در عامل هفتم- بر اين باورند.
ب) نابود كردن آنها براى قصههايى باشد كه در ميانِ آنها بود؛ زيرا ابو درداء و كعب احبار در نقل داستان هاى امّتهاى پيشين كه با عقايد اسلامى مرتبط بود (و يا ديگر داستانها) تسامح داشتند.
و نيز استشهاد ابن مسعود به اين آيه كه: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ ...[٢]) چرا كه محققان، داستانها و اندرزها را يكى از اسباب دوازدهگانه يا شانزدهگانهاى دانستهاند كه كسانى را به ساخت حديث واداشت[٣].
ج) امور ديگرى در ميان بود [كه ما از آن بىخبريم].
احتمال مىرود كه ابن مسعود به قصههايى مانند اين درباره اهل بيت آگاه شد كه مورد پسندش نبود، از اين رو آنها را با آب پاك كرد. پس منحصر ساختن تعليل به احتمال اول و آن را علت اساسى شمردن، مسامحهاى است كه نمىتوان از آن چشم پوشيد.
شايانتوجه است كه كسانى در استقلال رأى ابن مسعود- مانند بعضياز صحابه- خدشه كردهاند، ليكن اين كار نبايد بعيد به نظر آيد زيرا وى مرجع مردمان بود و آنچه را فتوا مىداد امكان داشت مستند به خبر صحيحى باشد كه نزد او هست يا با اعمال نظر و استنباط فتوا دهد.
اين نگرش را نزد بعضى از تابعين يا پيروانِ تابعين نيز مىيابيم؛ مانند فتواهاى ابو حنيفه، سُفيان ثَورى، حسن بَصرى و ديگران.
[١] . تقييد العلم: ٥٤.
[٢] . يوسف/ ٣.
[٣] . نگاه كنيد به: السنّة قبل التدوين: ٢١٠؛ الحديث والمحدّثون: ٢٦٥.