مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - الفصل الرابع فی کیفیة دخول المعانی الخارجة عن الجنس علی طبیعة الجنس
صورت ناطقیت. حال در این مراحل یک چیزهای دیگر هم برای انسان رخ میدهد مثل رنگ سیاه یا رنگ سفید، و حتّی مذکر و مؤنث بودن. اینها به علّت شرایط مادّی است. لذا اموری که به واسطه انفعالات مادّی عارض جنس میشوند نمیتوانند فصل باشند. شیخ اوّل این حرف را به طور قاطع میزند و بعد مثل اینکه از حرفش برمیگردد و میگوید: ...
٧. شرط دیگر این است که فصل نمیتواند امر عدمی باشد بلکه همیشه امر وجودی است. مثلًا در مورد حیوان میگوییم یا ناطق است یا غیرناطق. حال آیا «غیرناطق» میتواند فصل باشد؟ نه، فصل به وجودی بودن اولی است. پس «ناطق» که امر وجودی است میتواند فصل باشد ولی «غیرناطق» که امر عدمی است نمیتواند فصل باشد.
تناهی اجناس و فصول: آیا اجناس و فصول متناهی است یا نامتناهی؟ مثلًا جنسی داریم که جنس دارد و آن جنس نیز جنس دارد و ... آیا این سلسله متناهی است یا نه؟
میگویند متناهی است. همین مسأله برای فصول مطرح است. در مورد فصول هم میگویند متناهی است. دلیل و برهانی که در مورد تناهی اجناس و فصول میآورند این است که چون جنس و فصل از مادّه و صورت انتزاع میشود و در جای خود ثابت شده است که موادّ و صور متناهیاند لذا اجناس و فصول هم متناهیاند.
گفتیم که فصل، انقسامی است در فعلیت شئ (یعنی در صورت شئ) نه در ماده شئ. اکنون به توضیح بیشتر درباره این مطلب میپردازیم:
جریان یک امر را در طبیعت سه گونه میتوانیم توجیه و تبیین کنیم.
مثلًا انسان را در نظر بگیرید. از اوّل که به صورت نطفه بوده تا هنگامی که به صورت تامّ و تمام درآمده، صدها حالت عارض آن شده است. یک سلسله از این حالات، جوهری است یعنی ملاک و منشأ اینها جوهر انسان است مثل احساس، ادراک، نموّ، تناسل؛ همه اینها بازگشتش به صورت نوعیه اوست. ولی هزاران عوارض دیگر مانند بلندی، کوتاهی، سفیدی، سیاهی، ... نیز دیده میشود. اکنون منشأ این حالات چیست؟ در اینجا سه فرضیه وجود دارد: