مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - اقسام حکمت نظری از نظر ارسطو چهار تاست
متعال گفتگو میکند.
اینهاست آن اندازه از مطالب که قبلًا بر آنها وقوف یافتی. امّا از آنچه در گذشته گفته شد روشن نگشت که موضوع علم الهی چیست؟ تنها در مقاله «برهان» از منطق اشارهای به این مطلب شد، شاید به یاد داشته باشی.
در سایر علوم سه چیز برای تو محرز و مسلّم بود: موضوع، مسائل و مطالب، مبادی و مقدمات که براهین از آنها فراهم میشود [١]. هنوز به تحقیق برای تو روشن نیست که موضوع این علم چیست؟ آیا موضوع این علم علّت نخستین (خدا) است؟ پس مقصود تحقیق در صفات و احوال و افعال اوست یا چیز دیگر است [٢]؟
و نیز در گذشته به گوشت میخورد که فنّی هست که فلسفه حقیقی و فلسفه اولی اوست. آن فنّ است که به مبادی و مقدمات علوم دیگر اعتبار میدهد و حکمت حقیقی هموست. گاهی میشنیدی که حکمت شریفترین علم درباره شریفترین معلوم است. نوبت دیگر میشنیدی که حکمت صحیحترین و متقنترین معرفتهاست. نوبت دیگر اینکه حکمت عبارت است از علم به اسباب اوّلیه جهان. امّا نمیدانستی که این
[١]. صدرالمتألّهین در تعلیقات شفا تصریح میکند که مبادی تصدیقیه یک علم همچنانکه ممکن است بدیهی باشد و ممکن است نظری باشد و در علم بالاتر اثبات شده باشد، ممکن است نظری باشد و در علم پایینتر اثبات شده باشد، ولی میگوید این قسم خیلی کم است و مثالی ذکر نمیکند.
درباره مبادی و مسائل و موضوعات میگوید:
«فالمبادی منها البرهان، و المسائل لها البرهان، و الموضوعات علیها البرهان.»
[٢]. آنچه در کتاب «برهان» منطق (فصل ٧ از مقاله ٨ کتاب برهان) گفته شده خلاصهاش این است که: «موجود» و «واحد» اعمّ موضوعاتند. پس طبعا علومی که در سایر موضوعات بحث میکنند به حکم اینکه موضوعشان زیر این دو موضوع قرار گرفته است خود آنها نیز در زیر این علم قرار میگیرند و چون موضوعی اعمّ از این دو موضوع نیست پس علمی که درباره اینها بحث میکند در زیر هیچ علمی قرار نمیگیرد.مقصود شیخ از اینکه میگوید: «این علم فوق سایر علوم است و آنها در زیر این علم قرار گرفتهاند» شمول و اعمّیت مباحث این علم است که قواعد و مسائلش شامل موضوعات سایر علوم هم هست، بر خلاف علم سافل که قواعد و مسائلش شامل موضوع علم عالیتر نیست همچنانکه به هیچ وجه شامل موضوعاتی که در عرض خود هستند نیز نمیباشد (رجوع شود به حاشیه ص ٢٤٣).