مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - ٤ بین « حق » و « جمیل » فرق است
بیشتر گوشههای مختلف این صحنه را تماشا کند و ببیند چگونه است و دقّت میکند که اشتباه نکند. از این نظر که بیننده صحنه است اگر آنچه دیده است مطابق با واقع صحنه باشد «حق» نامیده میشود یعنی آنچه دیده درست دیده و اگر با واقع مطابقت نداشته باشد «باطل» نامیده میشود.
دیگر ادراک اموری است که در خارج نیستند ولی انسان میتواند با اراده و اختیار خود آنها را ایجاد کند. آنچه انسان با اراده و اختیار خود ایجاد میکند بر دو قسم است: یا به نحوی است که با مقیاسهایی که در نزد عقل هست خوب است و لازم است و باید آنها را ایجاد کند و یا این طور نیست. اگر از نظر عقل- یعنی به حسب مقیاسهایی که در نزد عقل هست- خوب است و باید انجام شود آن را «جمیل» گویند.
مثلًا یک وقت عقل درمییابد که فلان شیء فلان خاصیت را دارد یا اینکه خورشید از زمین بزرگتر است؛ از این نظر عقل تماشاگر و ناظر جهان بیرون است و چون آنچه دریافته است مطابق با واقع است آنچه را که دریافته «حق» (ادراک مطابق با واقع) مینامیم و خود عقل چون فقط نقش ناظر و تماشاگر را دارد «عقل نظری» نامیده میشود. این یک نوع حکم عقل.
و یک وقت هست که عقل ما میگوید: «خوب است و باید مؤدّب و مهربان بود»، «باید عادل بود»، «باید حقوق دیگران را رعایت کرد»، «باید اراده قوی داشت» و امثال اینها. در این گونه موارد عقل تماشاگر و ناظر نیست، بلکه آمر و فرمانده است و آنچه درمییابد بیان حقایق موجود خارجی نیست بلکه دستور است به اینکه بهتر است این گونه عمل شود و خوب است که انسان خود را این گونه بسازد و یا جامعه را چگونه بسازد. این گونه دریافت را «جمیل» میگویند.
خواجه نصیر الدین طوسی در اینجا میگوید: «عقل نظری توجه به مافوق دارد و عقل عملی توجه به مادون دارد» یعنی عقل نظری میخواهد خودش را از قوه به فعل برساند و به اصطلاح با عقل کلّی متّحد شود و این کمال به واسطه ادراک حقایق به وی دست میدهد، و امّا عقل عملی میخواهد کمالی را که دریافته است در مادون خود یعنی در قوای نفسانی و در بدن ایجاد نماید.