مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - فی إبطال القول بالتّعلیمیات و المثل
در این صورت مثل یک شئ ممتدّی است که در این زمان پیدا شود، بعد کشش پیدا کند و بیاید تا زمان دیگر. در اینجا واقعاً یک وحدت است، اساساً دوم ندارد. مثل حرکتی میماند که در این دقیقه شروع میشود و تا دقیقه دوم ادامه پیدا میکند. اگر یک شئ از دقیقه اوّل تا دقیقه دوم ادامه پیدا کند، در اینجا یک شئ است در همه این زمان، دیگر اوّلی و دومی ندارد. اگر بگویید بین آنها فصل صورت میگیرد، بدین صورت که در دقیقه اوّل یک حرکت پیدا میشود و تمام میگردد و در دقیقه دوم حرکت دیگر پیدا میشود، پس شما نمیتوانید بگویید یک چیز است که تکرار شده است، حال آنکه منظور شما این است که بگویید شخص واحدی است. شما میخواهید بگویید وحدت یک حقیقت بیشتر نیست که گاهی به آن «وحدت» میگوییم و گاهی «ثنائیه» و گاهی «ثلاثیه». اگر فصل صورت گیرد دیگر این حرف شما معنی ندارد؛ دو شخص میشود و وقتی دو شخص شد یک چیز نیست که در دو مرتبه صورت گرفته باشد.
و أما الذین یولدون العدد بالتکریر مع ثبات وحدة الواحد فلیس یفهم للتکریر فیه معنی إلّا إیجاد شئ آخر غیر الأوّل بالعدد.
در بعضی از نسخهها «مع ثبات الوحدة للواحد» است که درست نیست، و در بعضی از نسخهها «مع ثبات وحدة الواحد» است که این بهتر است. اینها میگویند وحدتی که در واحد است عین همان است که در اثنین است، نه اینکه در اثنین وحدتی و وحدتی باشد، بلکه همان وحدت است. معنای «تکرار» هم جز این نیست که شیئی که عین اول است بالذات، دوباره ایجاد شود. البته شیخ ذکر نکرده که بالذات عین اوّل باشد، ولی میدانیم که اگر چنین نباشد «تکرار» گفته نمیشود، میشود مثل آمدنی و خوردنی.
فإن کان العدد یفعله التکریر و لیس کلّ واحد من الأوّل و الثانی فیه وحدة فلیس الوحدة مبدأ تألیف عدد، فإن کان الأوّل من حیث هو أوّل وحدة، و الثانی من حیث هوثان وحدة، فهناک وحدتان، فإنّ الوحدة لاتتکرّر إلّا بأن تکون هناک مرّة بعد مرّة.
[اگر تکرار، عدد را ایجاد کند] چیزی نظیر دور لازم میآید، زیرا اگر چنین نباشد که بگوییم در «اول» یک وحدتی است که همان وحدت بار دیگر در «دوم» آمده است، سنخیتی بین این دو وحدت نیست که بگوییم آن که در اول است در دوم هم