مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - فرض تباین وحدتها
میگوییم ده تا مرکب از دو پنج تاست، ولی حقیقت ده تا غیر از حقیقت دو پنج تاست.
لازمه حقیقت ده تا انقسام به دو پنج تاست و به این معنا میگوییم مرکب است. قبلًا خواندیم که حقیقت ده تا به معنی دو پنج تا نیست و الّا ممکن است دیگری بگوید حقیقت ده تا یعنی یک چهار تا و یک شش تا، یک دوتا و یک هشت تا، یک سه تا و یک هفت تا. یک چیز که چند حقیقت ندارد. حقیقت عشره یعنی همان ده تا وحدت، مجموع ده وحدت؛ کما اینکه وحدت و وحدت میشود دوتایی، وحدت و وحدت و وحدت میشود سه تایی. هر عددی ماهیتش عبارت است از مجموع وحدات، مرتبهای از مراتب مجموع وحدات. وقتی وحدات جمع شوند مراتب دارند، هر مرتبهای از جمع وحدات ماهیت یک عدد را تشکیل میدهد. ولی هر یک از این مراتب ممکن است هزاران حکم داشته باشد. مثلًا- همان طور که گفتیم- عدد ١٠ حاصل جمع دو پنج تا هست، حاصل جمع یک چهار تا و یک شش تا، حاصل جمع یک سه تا و یک هفت تا، و حاصل جمع یک دو تا و یک هشت تا نیز هست. خاصیت دیگرش این است که یک دوم بیست تا و یک سوم سی تا هم میباشد. اینها همه نسبتها و احکامی است که عدد عشره پیدا میکند، نه اینکه ماهیت عشره این است که مثلًا نصف بیست تاست. پس در جواب کسی که سؤال میکند: عشرة ماهو؟ نمیتوان گفت: نصف بیست تا، یا ثلث سی تا. اینها احکام و لوازم ده تاست. [اما] مطابق قول این گروه حتی این احکام و لوازم هم بر اعداد بار نمیشود. مطابق این نظر درست نیست که بگوییم ده تایی دو پنج تایی است و دو پنج تا از لوازم ده تاست، چون پنج تایی از چیزهایی تشکیل شده غیر از چیزهایی که ده تایی از آنها تشکیل شده است.
و یلزم أن تکون آحاد الخماسیة إذا کانت جزء عشرة مخالفة لآحادها إذا کانت جزء خمسة عشر، لکنّهم عساهم یقولون: إنّ الخماسیة الّتی فی خمسة عشر غیر الخماسیة الّتی فی العشاریة البسیطة، لأنّها خماسیة عشاریة هی جزء من خمسة عشر، فیلزم أن تکون العشاریة إذا اضیف إلیها الخماسیة لا تصیر خمسة عشر أو تستحیل آحادها و ذلک کلّه محال.
ولی ممکن است آنها این حرف را قبول کنند و بگویند آن پنج تایی که در ده تایی تنها و بسیطه است غیر از پنج تایی است که در پانزده تایی است؛ زیرا آن خماسیهای که در خمسة عشر است خماسیه عشاریهای است که آن عشاریه جزئی از خمسة عشر است (ضمیر «هی» به عشاریه برمیگردد و ضمیر «ها» در «لأنّها» به