مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٧ - نقد نظریه تألیف اشیاء از عدد و عدد از وحدت
هندسی است- اگر چه حالا موهوم حسابش میکنند- همان حقیقت وحدت است در مظهر مقداریش. خط نیز وحدت است، [دو وحدت]. سطح نیز به عقیده اینها سه وحدت است. حالا ممکن است که اینها تعداد وحدتها را به همین ترتیب بالا ببرند اگر چه ما ابعادی بیش از خط و سطح و جسم نداریم، ولی به صورت ترکیب و خطوط و سطوح متعدد. یعنی شاید کسانی که گفتهاند «علی وجه العدد التعلیمی» مقصودشان این است که عدد مبدأ مقدار است و به این اعتبار میگویند عددهای تعلیمی.
نظریات بعضی از محشّین را در این مورد هفته پیش نگاه کردم، توجیهات جالبی نبود که آدم بتواند باور کند. پس این ابهام راجع به آن عبارت هنوز باقی میماند، ببینیم تا آخر فصل حل میشود یا نه.
نقد نظریه تألیف اشیاء از عدد و عدد از وحدت
از اینجا شیخ وارد بحث خود میشود و میخواهد نظریه کسانی را که معتقدند اشیاء از عدد تألیف شده و اعداد هم از وحدت به وجود آمدهاند رد کند، خواه آنهایی که «علی وجه العدد العددی» گفته باشند و وحدت را اوّلین عدد بشمارند و بعد از آن دوتایی و سه تایی و چهارتایی را قرار دهند، خواه آنها که «علی وجه التکرار» گفتهاند و خواه «علی وجه العدد التعلیمی»، که این مورد را ظاهرا شیخ در اینجا بحث نکرده ولی دو مورد دیگر را به تفصیل بحث کرده است.
شیخ بر آنها چه ایرادی میگیرد و چه جوابی میتواند به این افراد بدهد؟ البته بیان آنها در حدّ فرضیه است؛ یعنی آنها دلیلی برای خودشان ذکر نکردهاند که ما بخواهیم دلیل آنها را رد کنیم. آیا ما دلیلی بر رد این فرضیه داریم یا نداریم؟ جوابی که شیخ میدهد تکیهاش در واقع بر مسأله لاتناهی عدد است، گو اینکه خودش نام نمیبرد ولی از مجموع حرفهایش معلوم است. اعداد متناهی نیستند؛ یعنی اگر اعداد را بیان کرده و بالا برویم و بگوییم ١، ٢، ٣، ...، ١٠٠٠، ...، ٠٠٠/ ٠٠٠/ ١، ... هر چه بالا برویم به عددی که مافوق آن نتوان عددی را فرض کرد نمیرسیم. هر عددی را که ما فرض کنیم باز هم مافوق آن عددی فرض میشود، بلکه برای آن عدد دو برابر هم فرض میشود، بلکه خودش ضرب در خودش هم فرض میشود، خود آن به قوه ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ... هم فرض میشود. هر عددی را که شما اعتبار کنید و بگویید این آخرین