مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٧ - برهان دوم شیخ
للتعلیمی المحسوس، فإمّا أن لا یکون فی المحسوس تعلیمی البتّة أو یکون؛ فإن لم یکن فی المحسوس تعلیمی وجب أن لا یکون مربّع و لا مدوّر و لا معدود محسوس، و إذا لم یکن شیء من هذه محسوسا فکیف السبیل إلی إثبات وجودها بل إلی تخیلها فإن مبدأ تخیلها کذلک من الوجود المحسوس حتّی لوتوهّمنا واحدا یحسّ شیئا منها لحکمنا أنّه لا یتخیل بل لا یعقل شیئا منها، علی أنّا أثبتنا وجود کثیر منها فی المحسوس.
اگر برای تعلیمی محسوس، تعلیمی مفارق و غیر محسوس هم داشته باشیم، یا چنین است که به ازای آن تعلیمی مفارق، تعلیمی محسوس وجود دارد یا ندارد. اگر در میان محسوسات، تعلیمی نداشته باشیم لازم است که مربع و دایره و معدود محسوس نداشته باشیم؛ و اگر چیزی از این امور محسوس نباشد، راهی برای اثبات وجود آنها نیست، بلکه حتی ما تصور آنها را هم نمیتوانیم بکنیم، زیرا «من فقد حسّا فقد علما».
و إن کانت طبیعة التعلیمیات قد توجد أیضا فی المحسوسات فیکون لتلک الطبیعة بذاتها اعتبار، فتکون ذاتها إمّا مطابقة بالحدّ و المعنی للمفارق أو مباینة له؛ فإن کانت مفارقة له فتکون التعلیمیات المعقولة أمورا غیر التی نتخیلها و نعقلها و نحتاج فی إثباتها إلی دلیل مستأنف، ثمّ نشتغل بالنظر فی حال مفارقتها فلا یکون ما عملوا علیه من الإخلاد إلی الاستغناء عن إثباتها و الاشتغال بتقدیم الشغل فی بیان مفارقتها عملا بستنام إلیه.
برای همین طبیعت محسوس بماهوهو هم یک اعتباری هست؛ همین طبیعتی که در محسوس هست یک اعتبار بماهوهو دارد. البته این «فاء» در «فیکون لتلک الطبیعة بذاتها» تقریبا زائد است. حالا که مطلب معلوم شد که این طبیعت یک فردی دارد، به هر حال این طبیعت به ذات خودش یک اعتباری دارد قطع نظر از اینکه محسوس باشد یا معقول، این دیگر قهراً همین جور است، طبیعتی که فردی محسوس و فردی معقول دارد بماهوهو یک اعتباری دارد که ما میتوانیم بگوییم بماهوهو لوازمی و عوارضی دارد و امثال اینها. پس این «فاء» را به این معنا نباید گرفت که چون فرد محسوس دارد بذاتها اعتبار دارد که اگر فرد محسوس نمیداشت اعتباری نداشت؛ نه، اگر فرد محسوس نمیداشت ما نیازی به این اعتبار نداشتیم. [این اعتبار] مال طبیعت لابشرط است. میخواهد بگوید طبیعت بماهوهو چه اقتضائی دارد، اقتضای مادی بودن را یا اقتضای دیگر. ما از راه همین محسوسات آنها را اثبات میکنیم و برهانی که اقامه میکنیم از همین طریق است. و اگر ما احتیاجی به دلیل جداگانه داشته باشیم از