مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٥ - ترکیب اشیاء از وحدت و ثنائیه
یعنی زائد و ناقص و مساوی بودن را مبدأ قرار دادهاند. هیولی آن امری است که ما میگوییم بالقوه است و استعداد پذیرفتن صورت را دارد. شئ در حالت تساوی بدین معناست که در حال اعتدال است و در حال اعتدال این امکان را دارد که مستحیل به یکی از طرفین شود. به همین دلیل «مساوی» را مکان هیولی قرار داده.
و قوم جعلوه مکان الصورة لأنها المحصورة المحدودة ولاحد للزائد و الناقص.
گروه دیگر «مساوی» را به منزله صورت قرار دادهاند؛ زیرا «زائد» و «ناقص» حد ندارد، هر چه بالا برود زائد است و هر چه هم پایین بیاید ناقص است.
ثم تشعّبوا فی أمر ترکیب الکل من التعلیمیات، فجعل بعضهم العدد مبدأ للمقدار، فرکب الخط من وحدتین، و السطح من أربع وحدات. و بعضهم جعل لکل واحد منهما حیزا علی حدة، و أکثرهم علی أنّ العدد هو المبدأ، و الوحدة هی المبدأ الأول، و أن الوحدة و الهویة متلازمتان أومترادفتان، و قد رتّبوا العدد و إنشاءه من الوحدة علی وجوه ثلاثة.
شیخ میگوید در چگونگی ترکیب کل از تعلیمیات، اینها چند دسته شدند (به ترتیبی که شیخ در اینجا آورده ما در جای دیگر ندیدهایم. البته این تا اندازهای به اختلاف نسخ و نقص آنها برمیگردد). گروهی عدد را مبدأ مقدار قرار دادند، که این را دیگران هم گفتهاند که رابطهای میان عدد و مقدار است. این در کلام شیخ نیست که بعضی گفتهاند وحدت مساوی نقطه هندسی است و اثنین مساوی با خط است.
میگوید آن گروه معتقد شدند که خط از دو وحدت ترکیب یافته و سطح از چهار وحدت؛ در حالی که ما در کلام شهرستانی خواندیم که سطح از سه و جسم از چهار وحدت ترکیب شده. شاید این نقل قول دیگری است.
در بعضی نسخهها بجای «حیزا علی حدة»، «جزاء علی حدة» است، که «جزء» نمیتواند معنی داشته باشد. اگر همان «حیز» باشد، منظور این است که سطح و خط هر یک حیزی جداگانه دارند، حال آنکه از نظر شیخ سطح و خط حیزی جدای از حیز خود جسم ندارند. حیز یعنی مکانی که شئ اشغال میکند. آنها چون سطح و خط را مبدأ جسم میدانستند و جسم را تشکیل شده از آنها، برای سطح و خط حیز هم قائل بودند.
اینکه گفتهاند وحدت و هویت متلازمند یا مترادف، منظور از «هویت» همان