مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - وقوع کثرت در عالم
شکلی و هر عددی رابطهای هست.
و نیز اینها معتقد بودند که افلاک حرکات موزونی بر میزان اصوات دارند بر اساس آن رابطههای عددی که در موسیقی قائل هستند؛ و معتقد بودند که آوازهای خیلی خوبی از آنها شنیده میشود.
بعضی دیگر بر این عقیده رفتهاند که مبادی اصلًا حروف است.
ولست أدری! علی أی لسان و لغة قدّروها؟ فإن الألسن تختلف باختلاف الأمصار و المدن، أو علی أی وجه من الترکیب؟ فإن الترکیبات أیضا مختلفة؛ فالبسائط من الحروف مختلف فیها و المرکبات کذلک.
شهرستانی میگوید: نفهمیدم منظور از اینکه «حروف مبادی است» یعنی چه؟
عدد واقعیتی است که اعتباری و قراردادی نیست. ولی حروف اموری قراردادی هستند. هر زبانی یک نوع حروف خاصی دارد. کدام حروف مقصود اینها بوده است؟
در بعضی جاهای دیگر دیدهایم که در احوال فیثاغورس و اتباع او مینویسند که مقصود اینها از حروف همان اعداد بوده است. میگویند: یونانیها اعداد را به این شکل که ما الآن [داریم]- یعنی شکل ١ تا شکل ٩ و شکل صفر، و همه اعداد دیگر را با همین تعداد اشکال درست میکنیم- آنها چنین اشکالی نداشتند. آنها با بیست و هفت حرف مینوشتند. برای ١ تا ٩، یعنی نه عدد اوّل، نه شکل و برای ١١ تا ١٩ نیز نه شکل و برای ٢١ تا ٢٩ نیز نه شکل دیگر داشتند، و عدد ١٠ و عدد ٢٠ از عدد ١ گرفته میشد با یک اختلافی که ایجاد میکردند؛ و این عددهایشان همان حروفی بوده که با آن مینوشتند، چیزی شبیه به حروف ابجد ما. این عدد هندی که الآن در دست ما هست هر عدد شکل خاصی دارد که با شکل حروف متفاوت است، ولی آنها چیزی مثل حروف ابجد داشتند. در حروف ابجد «الف» را ١ قرار میدهیم و «ب» را ٢ و «ج» را ٣ و «دال» را ٤. حروف یونانی نیز همین جور بوده که رقم را هم وقتی میخواستند بنویسند همان حروف را مینوشتند؛ و خیال میکنم که در این نقل شهرستانی که میگوید «گروهی از آنها حروف مجرد از ماده را مبادی میدانستند» اشتباهی هست، که اشتباه یا از خود شهرستانی است یا از منابعی که او از آنها گرفته است. آنها واقعا برای حروف از آن جهت که حروفند مبدئیت قائل نبودند، آن حروف از آن جهت که نماینده عدد بودند مبادی واقع میشدند. بر همین اساس، ترکیب اینها نیز مختلف