مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٠ - دیدگاه شیخ اشراق نسبت به افلاطون و مثل
بیاصل بیاصل گفته است. شاید حرفهای بیمدرکی در کتابهای افسانه مانندی دیده و فکر کرده که بهتر است همانها را مستند قرار دهد و بگوید حالا اگر این نظریهها را ارسطو نگفته است ولی افلاطون که استاد ارسطو بوده گفته است. مثل آنچه که در جزوههای دانشکده الهیات گفتهایم که خود اینکه اساساً فلسفه افلاطون فلسفه اشراقی بوده به این معنا که الآن ما در فلسفه اشراقی داریم- یعنی فلسفهای که هم استدلالی است و هم تهذیب نفسی، و استدلال را باید با کمک صفای نفس به کار برد و حکیم باید هم از برهان و استدلال عقلی و هم از سیر و سلوک قلبی استفاده کند- به این معنا چنین چیزی در فلسفه افلاطون نیست. شیخ اشراق اینها را که اساس حکمت اشراق است آمده جدّا به افلاطون نسبت داده است، بعد هم چند نفر را که هیچکس از آنها در دنیا خبری و اثری ندارد به عنوان اینکه اینها فیلسوفانی در ایران قدیم بودهاند اسم برده- کسانی که هیچکس نمیتواند از آنها نام و نشانی به دست آورد- و گفته است که اینها دارای همین مسلک و مشرب بودهاند. بعد از شیخ اشراق این حرف در دنیا گفته شده و الّا قبل از او مطرح نبوده است. احتمالا [این مطالب] در کتابهایی که از ساختههای «شعوبیه» بوده [آمده است.]
یک روز آقای حبیبی اینجا بود، مطلبی را از تقیزاده نقل میکرد که حرف خوبی هم بود. بعد هم خودم در کتاب تقیزاده پیدا کردم که میگوید اساساً ابن الوحشیهای در دنیا نبوده؛ در حالی که کربن مینویسد اوّل کسی که لفظ «اشراق» را به کار برده ابن الوحشیه است که در کتاب النبطیه به کار برده است. تقیزاده میگوید: کتابش هم مجهول است. همه این حرفها از ساختههای شعوبیه است علیه اعراب. برای اینکه میخواستند بگویند که ما در ایران قدیم چنین داشتیم، این کتابها را ساختهاند و این حرفها را زدهاند.
احتمال دارد که مستند شیخ اشراق هم چنین کتابهایی باشد. بعد از اینکه این فکر برایم پیدا شد خودم در منابع اصلی مثل ملل و نحل شهرستانی که بالأخره کتابی قدیمی است گشتم که ببینم آیا در کتابهای قدیم خودمان اثری پیدا میشود که فلسفه افلاطون فلسفه اشراقی بوده به این معنا که شیخ اشراق میگوید؟ دیدم اصلًا چنین چیزی نیست.
افلاطون یک حرفی داشته راجع به عشق مجازی و راجع به زیبایی و در این موارد نظریاتی داشته، ولی آنچه را که ما «سیر و سلوک» مینامیم اصلًا مطرح نکرده است.