مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - زشتیها نقص و زیادت هستند و هر دو از غایات بالعرض می باشند
شرایط مورد مواجههاش متناسب میکند. دست کسی که جز با قلم کار ندارد آنقدر نازک و ظریف است که اگر خار کوچکی به آن بخورد ناراحت میشود ولی یک هیزم شکن که احتیاج به دست محکم و سخت دارد، دفعات اول که یک خار به دستش میرود او هم ناراحت میشود ولی در دفعات بعد به تدریج طبیعت به مواجهه با این مشکل برمیخیزد و دیواری از پوست کلفت در دستهای او به وجود میآورد که میخ هم در او اثر نمیکند. این یک عکس العمل درونی است در موجود زنده که خود را برای مبارزه و مواجهه با شرایط مختلف آماده میکند، در حالی که اگر ما یک پتک را صد سال روی سندان بکوبیم نه در سندان عکس العملی در جهت آماده شدن برای این ضربه دیده میشود و نه در پتک.
یا «عادت» که گفته میشود از مختصّات جاندارهاست روحش همین هدفداری طبیعت است و جز با هدفداری طبیعت با هیچ امر دیگری قابل توجیه نیست. اگر شما سنگی را یک میلیون بار به بالا پرتاب کنید عادت نمیکند که خودش به طرف بالا برود.
از نظر طبیعت، هر مادهای که قابل صورتی باشد طبیعت آن صورت را به آن ماده میدهد، منتها گاهی این صورت برای خود آن ماده امر مفیدی است ولی برای مجموع مفید نیست. آن نیرویی که آمده و این حیات را به اعضای جنین داده، وقتی به هر علت اتفاقی صورت انگشتی را به آن ماده اضافی از آن مادهای که میخواسته انگشت بشود داده است، آن انگشت از نظر خودش تفاوتی با انگشتهای دیگر ندارد ولی برای کل مفید نیست. لذا آن نیرویی که کل را اداره و تدبیر میکند، نفسی که کل را تدبیر میکند تدریجا آن را حذف میکند، حال یا در حیات این فرد او را حذف میکند یا اگر در حیات او آن را حذف نکند نمیگذارد این امر زائد برای همیشه ادامه پیدا کند، ممکن است در نسل بعد هم به صورت یک امر کوچکی باقی بماند ولی در نسل بعد و نسل بعد ... حذف میشود. اینها با غایت داشتن طبیعت منافات ندارد. طبیعت کارش این است که به هر مادهای صورتی را که قابل هست بدهد اما در یک جا صورتی که برای یک ماده مناسب است با یک کل ناسازگاری پیدا میکند، از نظر کل بلاغایت است و لذا آن نیروی مدبّر کل آن را تدریجا حذف میکند. این هم نشان میدهد که یک جریان هدفداری در کار هست.