مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥ - بحث دیگر شفقت و رحمت و
کانت، فعلی را که برای هیچ غرضی نباشد و مشروط به هیچ شرطی نباشد ممکن میداند؛ میگوید احسان برای خود احسان، خود معنی عین غرض است ...
امّا این حرف کانت درست نیست. افعال فکری انسان همیشه با غرض است ولی انسان یک سلسله افعال شعوری غیر فکری هم دارد. در افعال حسابگرانه به نظر میرسد که حق با شیخ است؛ نمیشود که هیچ غرضی وجود نداشته باشد. ولی نوع دیگر افعال شعوری در انسان هست که میتوانیم آنها را افعال عاشقانه یا عشقی تعبیر کنیم. نسبت این دو نوع فعل به یکدیگر مانند نسبت مفعول له تحصیلی و مفعول له حصولی است. در علم نحو میگویند که ما دو نوع مفعول له داریم:
١. مفعول له تحصیلی، مانند ضربته للتّأدیب.
٢. مفعول له حصولی، مانند ضربته لکذبه، که البتّه این هم بالأخره برمیگردد به نوع تحصیلی.
در افعال عشقی، فکر و حساب در کار نیست، غلبه حبّ است. در غلبه حبّ ممکن است که نفس وجود چیزی سبب حرکتی بشود، نظیر آنچه که در تقالید وجود دارد که روان شناسان آن را «محاکاة» مینامند. در روح انسان حالتی است که گاهی تحت تأثیر فرد یا افرادی که برایش عظیم و بزرگند قرار میگیرد که چنان او را پر کردهاند که دیگر مجال فکر کردن ندارد. در این حال، حرکات آن فرد بزرگ در این شخص منعکس میشود. اگر از او بپرسی که چرا چنین میکنی؟ میگوید چون او اینطور است.
غرضی که شیخ و کانت از آن سخن میگویند قطعا غرض تحصیلی است. در افعال عشقی غرض تحصیلی وجود ندارد، غرض حصولی وجود دارد؛ مثل عشق به ذات حق که یک غایت حصولی است. اگر این مطلب پذیرفته شود که در انسان غایت هست امّا غایت حصولی، آن وقت خیلی از اشکالها حل میشود ... امّا حرف کانت در اخلاق عقلی است نه در اخلاق عرفانی، لذا حرفش درست نیست زیرا در کارهای عقلی امکان اینکه غرض تحصیلی وجود نداشته باشد، وجود ندارد.
بحث دیگر : شفقت و رحمت و ...
«شفقت» و «رحمت» را در جایی گویند که انسان نسبت به دیگری حالت عطفی