مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٩ - بیان مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در مورد « عبث »
مشاهده وجود محبوب، به طور خودکار محرّک اوست. به عنوان مثال، حالت تقلید- که امروز «محاکاة» مینامند- اینطور است. هنگامی که انسان تحت تأثیر شخصیت فردی باشد و در وقتی که انسان حالت ناآگاهی دارد، آن شیئی که توجّه او را جلب کرده است هر حالتی که بگیرد عین آن حالت در این شخص متأثّر منعکس میشود. در آنجا غایت چیست؟ آیا غایتش رسیدن به چیزی است؟ یا نه، همان نفس مشاهده شئ که محبوب و مطلوب اوست باعث کار میشود برای تشبّه به او، امّا نه اینکه تقلید و تشبّه آگاهانه باشد، بلکه ناآگاهانه است. در مورد عاشق و معشوق هم همین طور است (زنده معشوق است و عاشق مردهای).
این مطلب در «الهیات» مفید واقع میشود. یکی از اشکالات وارد بر نظریه غایت این بود که علّت غائی فقط در حوزه افعال اختیاری انسان است و در عالم مادون انسان و عالم کون و در عالم مافوق انسان و عالم کون، علّت غائی فرض نمیشود. اکنون میخواهیم پاسخ این اشکال را در مورد امور ماوراء عالم کون بدهیم. اصل علّت غائی در ماوراء الطبیعه چه معنی دارد؟ در باب واجب تعالی میگوییم که او اوّل است و او آخر است؛ اوّل است چون مبدأ است، آخر است چون همه اشیاء به سوی او میروند و عاشق اویند. نظامی میگوید:
همه هستند سرگردان چو پرگار | پدید آرنده خود را طلبکار | |