مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٧ - بیان مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در مورد « عبث »
امکانات نامتناهی این موجودات میتواند به فعلیت و کمال برسد.
٦. مسأله قیاس: اشکال دیگر در باب قیاس بود. ما از برهان نتیجه میگیریم و مقدّمتین به منزله علّتند برای نتیجه. ترتیب و ترکیب مقدّمات، فعل نفس است. در نفس، برهان را برای چه تشکیل میدهید؟ برای نتیجه. پس نتیجه، علّت غائی وجود دو مقدّمه و ترتیب آنها در نفس است. اشکال این است که نفس، باز این نتیجه را با مقدمه دیگری ترکیب میکند تا نتیجه دیگری بگیرد و ... و هرگز هم نمیتوان ادّعا کرد که در میان نتایج ما نتیجهای است که وقتی به آن برسیم دیگر نمیتوان آن را مقدمه قیاس دیگر کرد.
جواب شیخ این است که در این مورد اینطور نیست که یک فاعلیت باشد با یک سلسله غایات بینهایت؛ بلکه فاعلیتهای متعدّد است، هر کدام با غایت خودش.
٧. اشکال دیگر این است که چه معنی دارد که ما غایت را علّت بدانیم؟ ما یترتّب علی المعلول یا مایترتّب علی الفعل که متأخر از فعل است، در صورتی که علّت مقدّم بر فعل است (ثمّ لقائل أن یقول: لنترک أن الغایة موجودة لکلّ فعل ...).
یک پاسخ در جواب این اشکال که ساده هم هست آن است که غایت دو وجود دارد که به حسب وجود خارجی، معلول فعل است و به حسب وجود ذهنی، علّت فعل است بلکه علّت علّت فعل است. مثلًا استکنان به حسب وجود ذهنی، علّت فاعل بالفعل شدن بنّاست برای خانه، در صورتی که به حسب وجود خارجی معلول است ...
پاسخ دیگر که دقیقتر است این است که:«کلّ علّة فانّها من حیث هی تلک العلّة لها حقیقة و شیئیة ...» یعنی هر غایت، شیئیتی دارد و وجودی و هر چیز به حسب هر کدام حکمی دارد. غایت به حسب شیئیت و ماهیتش علّت علّت است.
علّة فاعل بماهیتها | معلولة له بإنّیتها | |