مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - الفصل الخامس فی اثبات الغایة و حلّ شکوک قیلت فی إبطالها، و الفرق بین الغایة و بین الضروری و تعریف الوجه الّذی تتقدّم به الغایة علی سائر العلل و الوجه الّذی تتأخّر به
الفصل الخامس فی اثبات الغایة و حلّ شکوک قیلت فی إبطالها، و الفرق بین الغایة و بین الضروری و تعریف الوجه الّذی تتقدّم به الغایة علی سائر العلل و الوجه الّذی تتأخّر به
شیخ در این فصل چند مطلب را مطرح میکند:
الف. یکی فی اثبات الغایة: «غایت» به این صورت تعریف میشود که: «الغایة هی مالأجله الوجود». حال آیا میتوانیم این غایت را برای همه موجودات اثبات کنیم؟ در اینجاست که چند اشکال مطرح میشود:
١. اشکال اوّل اینکه وقتی میگوییم: «علّت غائی وجود دارد» در اینجا غیر انسان را با انسان مقایسه کردهایم آن هم نه در همه افعال او، بلکه در افعال اختیاری او. وقتی که فاعل، شاعر نیست و طبیعت، کور و کر و ناآگاه است این سخن صحیح نیست که بگوییم در فعل خودش غایت دارد و مثلًا بگوییم ابر میبارد برای اینکه زمینها خرّم شود و باد میوزد برای اینکه لقاح صورت گیرد ...؛ این «برای» ها معنی ندارد.
٢. اشکال دیگر که شیخ در اینجا ذکر نکرده ولی در «الهیات بالمعنی الاخص» آورده است این است که غایت در هر فاعل شاعری صحیح نیست، بلکه فقط در فاعل شاعر ناقص صحیح است، زیرا او (فاعل شاعر ناقص) کاری میکند تا به آنچه ندارد برسد، ولی فاعل کامل اگر چیزی را به عنوان غایت ندارد برای آن است که امکان آن چیز برای ذات او نیست، لذا در مورد واجب تعالی معنی ندارد که بگوییم