مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - الفصل الرابع فی العلل الاخری العنصریة و الصوریة و الغائیة
در حالت اوّل، یا این است که برای پیدایش شئ دیگر نیازی به هیچ گونه تغییری در این شئ- از زیادت و نقصان جوهری یا عرضی و حتّی حرکتی- نباشد، که در این مورد مادّه را «موضوع» نیز میگویند، مثل استعدادی که در کاغذ برای نوشتن بر روی آن وجود دارد: «فتارة یکون کما للّوح الی الکتابة». یا آنکه علّت مادی برای پیدایش و ایجاد، احتیاج به چیزی دارد که آن، یا زیادت است یا نقصان. مثلًا کودک استعداد دارد که مرد شود: «و تارة یکون کما ... و للصبی إلی الرجل». روی مبنای شیخ، کودک همان مرد و مرد همان کودک است و تفاوت آنها فقط در حجم و کمّیت است (که این سخن البته مبنی بر این عقیده شیخ است که نفس از کودکی تا بزرگی یکسان است).
وجه دیگر آن است که باید چیزی از شئ کم شود که خود چندین وجه دارد:
الف. مانند هنگامی که مثلًا سیب سبز بخواهد سرخ شود. این سیب مستعدّ است برای سرخ شدن ولی باید سبزی از آن زائل شود (نقصان و تغییر عرض): «تارة یکون مثل ماللأسود الی الأبیض».
ب. یک وقت زوال جوهری است. مثلًا وقتی بخواهیم چوب را صندلی بسازیم باید از همان جوهر چوب بتراشیم.
ج. گاهی باید صورت از بین برود مثل آب که بخواهد هوا شود: «و تارة یکون کما للماء الی الهواء».
د. گاهی چندین صورت باید عوض شود ...: «و تارة یکون کما للمنی الی الحیوان، فانه یحتاج ...».
در حالت دوم (که احتیاج به ضمیمه است) باز دو حالت وجود دارد:
١. حالتی که تغییر کیفی لازم است، مثل ترکیب چند ماده شیمیایی که شئ دیگری را به وجود میآورد.
٢. حالتی که فقط «ائتلاف» است یعنی مخلوط بودن.
مسأله: در ارتباط با علّت صوری و علّت مادی مسألهای مطرح میشود مربوط به منطق صوری و آن مسأله «قیاس» است. ما در قیاس دو مقدمه داریم و یک نتیجه (صغری- کبری- نتیجه) مثلًا:
زید اهل شیراز است (صغری).
شیرازیها مردمی خون گرماند (کبری).
پس زید آدم خون گرمی است (نتیجه).