مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - الفصل الثّانی فی حلّ ما یتشکک به علی ما یذهب إلیه أهل الحقّ من أنّ کل علّة هی مع معلولها، و تحقیق الکلام فی العلّة الفاعلیة
الفصل الثّانی فی حلّ ما یتشکک به علی ما یذهب إلیه أهل الحقّ من أنّ کل علّة هی مع معلولها، و تحقیق الکلام فی العلّة الفاعلیة
آیا شئ فقط در حدوث محتاج به علّت است یا در بقا نیز محتاج به علّت است؟
از نظر برخی از متکلّمین (نه همه آنها) شئ در حدوث محتاج به علّت است و بس؛ عالم در حدوث محتاج به علّت است: لو جاز عدمه لم یضرّ عدمه. شیخ مثال میزند که بنّایی، بنا را میسازد و وقتی آن را ساخت دیگر در بقا محتاج به بنّا نیست. فرزند نسبت به پدر هم همین طور است و ... شیخ مطلبی را که قبلًا ذکر کرد پایه قرار میدهد برای حلّ این مطلب.
شیخ در اینجا برهان خاصّی اقامه میکند بر اینکه شئ در بقا هم محتاج به علّت است. ولی فلاسفه دیگر بیان نزدیک تری دارند که اوّل آن را بیان میکنیم.
میگویند: وقتی شئ را حادث میکنیم، ذاتی که نبود و بعد موجود شد خود این ذات چگونه است؟ یا آن است که وجود لازمه ذاتش است، یا عدم برایش ضروری است و یا وجود و عدم هر دو برایش ممکن است. در صورت اوّل، چنین موجودی نمیتواند حادث باشد، بلکه قدیم است. در صورت دوم هم محال است که موجود باشد. پس فقط شقّ سوم باقی میماند. به تعبیر دیگر: ذات حادث ممکن الوجود است؛ این ذات نسبتش به وجود و عدم علی السویه است و چون اینطور است نیازمند علّت است و حالا که علّت به آن وجود میدهد باز هم نسبت این ذات با وجود همان