مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - الفصل السادس فی تعریف الفصل و تحقیقه
الفصل السادس فی تعریف الفصل و تحقیقه
بحث فصل: آنچه در باب جنس یا نوع گفتیم طبعا فصل را هم معرفی میکند.
گفتیم نوع متحصّل بالذات است؛ امّا ماهیت جنس به تبع چیز دیگر موجود است که آن چیز را «فصل» گویند. مطلبی که در اینجا باید ذکر کرد آن است که مثلًا در مورد انسان، «ناطق» فصل است نه «نطق»؛ و در مورد حیوان، «حسّاس» فصل است نه حسّ؛ یعنی کلمه مشتق فصل است نه مبدأ اشتقاق.
شیخ بعد مسأله نسبتا مهمتری را مورد بحث قرار میدهد و آن اینکه:
این حکما همه ماهیات را داخل در مقولات میدانند یعنی آنها را دستهبندی میکنند و هر دستهای را داخل در مقولهای قرار میدهند؛ این مسلّم است، ولی اختلاف در تعداد مقولات است. برخی حکما آنها را ده تا و برخی- مانند شیخ اشراق- پنج تا و ... میدانند. حال که چنین است این اشکال یا سؤال مطرح میشود که فصول داخل در چه مقولهای هستند؟ ممکن است کسی بگوید که هر فصلی در مقوله مربوط به خودش خواهد بود. ولی این سخن موجب اشکال میگردد، زیرا مثلًا اگر بگوییم فصل انسان داخل در مقوله جوهر است، معنی این سخن آن است که جوهر جنس الاجناس آن است (زیرا معنی داخل بودن شئ در مقوله همین است) در این صورت لازم میآید که خود این فصل، جنس و فصل داشته باشد. اکنون نقل کلام در