مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - الفصل الرابع فی کیفیة دخول المعانی الخارجة عن الجنس علی طبیعة الجنس
١. یک فرضیه اینکه منشأ همه اینها علل خارجی است؛ یعنی حتّی اگر این موجود احساس میکند، این احساس تحت تأثیر عوامل محیط خارجی انجام میگیرد.
فلسفههای امروز تقریبا چنین بیانی دارند. اینها منکر صور نوعیه و قوای درونی آن- که قدما بدان معتقد بودند- میباشند؛ و اگر این صور نوعیه که به مادّه اضافه میشود نباشد تمام مواد عالم با هم مساویاند، پس دیگر درونی وجود ندارد ...
٢. فرض دیگر این است که تصوّر کنیم که منشأ همه این حالات، قوای درونی خود آنها یا صور خود آنهاست. مثلًا در جواب اینکه این شخص چرا کوتاه است یا سفید است یا ...، بگوییم زیرا نفس او چنین اقتضا کرده است. او را جدای از محیط دانسته و هر چیزی را ناشی از خودش بدانیم.
٣. فرض سوم این است که خواصّ اشیاء بر دو گونه است: بعضی از خواصّ، ناشی از انفعالات مادّه شئ است که از این جهت، شئ تحت تأثیر عوامل خارجی قرار داشته و این خواص به حالت پذیرش و انفعال مادّه مربوط میگردد. مثلًا مادّه از جهت اینکه منجمد باشد یا غیر آن، سفید باشد یا سیاه، به خودی خود بیتفاوت است، علل خارجی است که میآید و آن را چنین و چنان میکند ... ولی بعضی از آثار و صفات هم هست که ناشی از جنبه انفعالی ماده شئ نیست ...
بلکه به عقیده این فلاسفه در یک طبیعت همیشه دو جریان وجود دارد. هر شئ یک صورت نوعیهای دارد و یک حرکتی دارد به سوی یک غایتی که آن غایت برای این شئ از نوع صور است. مثلًا نطفه انسان از اوّل به سوی نفس ناطقه پیش میرود. صورت انسان چیزی است که استعدادش در این نطفه است؛ فعلیت خود این نطفه به نحوی آن را به سوی غایت که صورت نفس ناطقه است میراند.
شیخ میگوید یک شئ که به سوی غایت خویش میرود در ضمن این حرکت مصادماتی دارد، با محیط و علل خارجی برخوردهایی دارد که این برخوردها هزاران اثر روی این شئ میگذارند امّا بر روی غایت اثری ندارند ... اکنون میتوانیم ملاک تمیز فصول از غیرفصول را بیان کنیم و آن اینکه فصول آنهایی هستند که در مسیر اصلی طبیعی شئ واقعند، ولی عوارض دیگر یعنی آثار آن مصادمات و عوامل خارجی نمیتواند فصل باشد.