مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - دو قسم قضیه طبیعیه
حاکی از افراد قرار نداده بلکه خود آن را مستقلّا مورد توجّه قرار میدهیم. به نظر اوّل گفته میشود «نظر آلی»، و به نظر دوم گفته میشود «نظر استقلالی»؛ و یا به تعبیر دیگر، کلّی در نظر اوّل «ما به ینظر» است یعنی به سبب آن، افراد دیده میشود، و در حالت دوم «ما الیه ینظر» یا «ما فیه ینظر» است. مثلًا میگوییم: «کلّ انسان ضاحک (یا مدرک للکلّیات)» یا «کلّ انسان یمشی». در اینجا مفهوم «انسان» را مرآت قرار دادهایم برای انسانهای عینی خارجی.
در جای دیگر میگوییم: «الانسان نوع». در اینجا خود انسان از آن جهت که در ذهن است، چون یک امر کلّی در ذهن است، یا نوع است یا جنس است. وقتی میگوییم: «الانسان نوع» یعنی همین انسانی که در ذهن من است. آنوقت این قضیه «انسان نوع است» با دید اول صادق نیست و آن قضیه اوّل که «انسان ضاحک (یا کاتب) است» با دید دوم لازم نیست. پس معلوم میشود که ذهن ما قضیه را دو جور اعتبار میکند: در آنجا که موضوع کلّی، ما الیه (یا ما فیه) ینظر است قضیه را «طبیعیه» گویند. در صورت دیگر- که موضوع کلّی، ما به ینظر است- اگر اینکه آیا تمام افراد یا بعضی از افراد مقصود است بیان نشده باشد آن را «قضیه مهمله» گویند (قضیه مهمله جواب قاطع ندارد؛ یعنی هم در آن نفی صادق است هم اثبات) ولی اگر در قضیه بیان شده باشد که کلّ افراد مورد نظر است یا بعضی از آنها، آن را «محصوره» گویند.
قضایای مستعمله در علوم (یعنی قضایایی که «مسأله» واقع میشود) قضایای محصوره است، یا کلّیه است یا جزئیه؛ در علوم قضایای طبیعیه نداریم.
دو قسم قضیه طبیعیه
طبق نظری که مرحوم آخوند داده است، در قضایای اوّلی مانند «الانسان حیوان ناطق» غیر از طبیعت موضوع چیزی منظور نشده است، امّا در قضایایی نظیر «الانسان نوع» چیزی اضافه شده است یعنی الانسان بما أنّه کلّی یا بما أنّه فی الذهن نوع. پس قضیه طبیعیه که موضوع در آن به نحو «ما ینظر فیه» است بر دو قسم کاملا متفاوت است.
در میان متأخّرین، مرحوم «آقا علی مدرّس زنوزی» کسی است که اوّل دفعه به این نکته توجه کرده است که تقسیم قضایا در قبل کامل نبوده است. ایشان رسالهای