مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧ - « ماهیت » در مقام تعریف
« ماهیت » در مقام تعریف
با کشف این مطلب که حمل بر دو قسم است مطلب ما ساده میشود.
«الماهیة- در مقام تعریف که حمل اوّلی ذاتی است- لیست الّا ما هی»، «الماهیة بالحمل الاوّلی الذاتی لیست الّا نفسها». هر عارضی را که برای ماهیت فرض کنیم، اعمّ از ذهنی یا خارجی، باز به حمل شایع با ماهیت متّحد است نه به حمل اوّلی ذاتی.
عجیب اینکه خود ملّا صدرا و حاجی در مورد بحث، از این مطلب استفاده نکردهاند! آنچه که صدرا و حاجی درباره «حیث» و «لیس» گفتهاند غیر از آن چیزی است که از حرف شیخ بر میآید.
ظاهر حرف شیخ این است که میخواهد سلب بر حیثیت مقدّم باشد تا قضیه به صورت «سالبه واقعی» باقی بماند، در صورتی که اگر حیثیت بر سلب تقدّم یابد قضیه به صورت «سالبة المحمول» درمیآید (یا تقریبا همان «معدولة المحمول»). پس در اینجا دو مطلب مهم داریم که اغلب امروزیها در بحثهایشان متوجه آن نیستند:
١. فرق میان حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی
٢. فرق میان قضیه سالبة المحمول یا معدولة المحمول با سالبه واقعی
مثلًا در مورد اوّل میگویند: در منطق داریم کلّی متواطی مثل انسان، و کلّی مشکک مثل موجود. بعد میپرسند خود متواطی چگونه کلّیای است؟ متواطی؛ یعنی متواطی خود کلّی متواطی است. مشکک چطور؟ خود مشکک چگونه کلّیای است؟ پاسخ این است که خود مشکک کلّی متواطی است. میگویند اینجاست که تناقض پیدا میشود! و حال آنکه علّت این است که این آقایان مسأله اختلاف حمل را نفهمیدهاند.
شبهههایی که از [عدم توجه به] فرق میان معدوله و غیر معدوله پیدا میشود
ما قضیه موجبه داریم، قضیه سالبه داریم. اگر قضیه سالبه را نشناسیم دچار اشتباهات پیدرپی میشویم.
سالبه واقعی: سالبه واقعی آن است که میآید وارد میشود بر موجبه، اصلا آن را