مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦ - تحقیق در معنای طبیعی
صدرالمتألّهین مطلبی گفته که ظاهرا این نکته را قبل از او کسی نگفته است.
میگوید حمل بر دو قسم است.
قضیه حملیه جایی است که رابطه «است» بین دو چیز برقرار میکنیم. ملّاصدرا نگفته قضیه حملیه بر دو قسم است، بلکه میگوید اساساً خود حمل بر دو قسم است.
البته برای قضیه حملیه تقسیماتی است: شخصیه، جزئیه، کلیه (به اعتبار موضوع)؛ سالبه، موجبه (به اعتبار ایجاب و سلب رابطه). میگوید یک تقسیم هم هست به اعتبار خود حمل: حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی.
حمل اوّلی ذاتی: در این حمل اگر به فرض محال ماهیت از وجود جدا هم بشود باز این حمل در آن صادق است. وقتی میگوییم: «الف» ماهو؟ یعنی اوّل ببینیم خودش چیست، بعد حکمی بدهیم که آن چگونه چیزی است. مثلًا انسان عالم است، کاتب است، میرنده است، ولی هیچکدام از اینها جزء چیستی او نیست. اوّل باید ببینیم انسان چیست تا بعد بگوییم آن چیز میرنده است، عالم است یا نیست. حمل شایع صناعی در مرتبه بعد از حمل اوّلی پیش میآید.
مثال: اگر بگوییم «مثلّث شکلی است که مجموع زوایای آن مساوی دو قائمه است» این، بیان چیستی مثلّث نیست، این همان حمل شایع صناعی است؛ باید گفت مثلّث سطحی است محدود به سه ضلع.
اکثر چیزهایی که به حمل اوّلی ذاتی درست است به حمل شایع صناعی هم درست است [ولی در پارهای موارد شیء به حمل شایع صناعی حکمی دارد مغایر با آنچه که در حمل اوّلی گفته میشود.] مثال: مفهوم را تقسیم میکنند به جزئی و کلی.
جزئی را تعریف میکنند به: «الجزئی هو المفهوم الممتنع صدقه علی کثیرین»، اما این با حمل شایع صناعی درست نیست زیرا مفهوم جزئی خودش یکی از کلّیات عالم است و بر افراد کثیر صدق میکند: «الجزئی بالحمل الأوّلی جزئی» ولی «الجزئی بالحمل الشایع الصناعی کلی».