مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩ - تحقیق در موضوع این علم
غیر از این علوم که نام بردیم علمی نداریم که بشود گفت مسائل نامبرده جزء آن علم است.
اکنون تحقیق در حال جوهر از آن جهت که موجود است و تحقیق در حال جسم از آن جهت که جوهر است و درباره مقدار و عدد از آن جهت که موجودند و در نحوه وجود آنها و تحقیق درباره امور عقلی که در ماده نیستند و لااقل در ماده جسمی نمیباشند و اینکه چگونهاند و نحوه وجود آنها چیست، اینها همه چیزهایی است که لازم است بحثهایی به آنها اختصاص داده شود. اینها (علم به اینها) از نوع علم به محسوسات و یا اموری که تعلّق به محسوسات دارند و ذهن آنها را از محسوسات انتزاع میکند نیست. ناچار علم به اینها در ردیف علم به اموری قرار میگیرد که وجودشان مغایر با ماده و محسوسات است.
امّا جوهر [١]، زیرا واضح است که جوهر از آن جهت که جوهر است وابسته به
ولی ظاهر این است که همه اینها یک منهج است زیرا مقصود این نیست که اثبات شود علم دیگری غیر از طبیعی و ریاضی هست، مقصود این است که موضوع آن علم «موجود بماهو موجود» است و شیخ تا اینجا هیچ گونه اشارهای به موضوع نکرده است، منتها اشاره کرده به یک سلسله مسائلی که در علوم دیگر قابل بحث نیست و در این علم باید بحث شود. در آخر در صفحه ٨ سطر ١٣ میگوید:
«لا یجوز ان یوضع لها موضوع مشترک تکون هی کلّها حالاته و عوارضه الّا الموجود فان بعضها جواهر و بعضها کمّیات و بعضها مقولات اخری و لیس یمکن ان یعمّها معنی محقق الّا حقیقة معنی الوجود.»
پس خلاصه برهان شیخ از اول فصل تا سطر ١٤ از صفحه ٨ این است که یک سلسله مسائل هست که در علوم دیگر قابل بحث نیست، یا به این دلیل که مربوط است به موضوعات آن علوم، و یا به این دلیل که ماقبل محسوس هستند یعنی از عوارض «جسم طبیعی» و یا از عوارض مقدار یا عدد موجود در ماده نمیباشند و این مسائل هیچ موضوع مشترک محقّقی چون «موجود بماهو موجود» ندارند، پس موضوع همه اینها «موجود بماهو موجود» است.
[١]. قسمت اول- یعنی مسائل مربوط به موضوعات سایر علوم- به این دلیل ممکن نبود داخل در آن علوم باشد که مربوط به موضوعات آن علوم بود، ولی این مسائل یعنی جوهریت جوهر و وجود آن و جوهریت جسم و عوارض مقدار و عدد از آن نظر که موجودند و نحوه وجود آنها و همچنین صور غیر متعلّق به اجسام و ماهیت آنها و نحوه وجود آنها، اینها از آن نظر داخل در علوم