مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - الفصل الأوّل فی ابتداء طلب موضوع الفلسفة الأولی لتتبین إنّیته فی العلوم
در باب تقسیمات علوم و اینکه بهترین تقسیم چیست، سخنانی گفته شده و میشود. در قرون اخیر برخی فلاسفه مانند فرانسیس بیکن و اگوست کنت و دیگران هر کدام علوم را به شکل خاص تقسیم و دستهبندی کردهاند. اینکه بهترین و منطقیترین آن دستهبندیها چیست، فعلًا مورد بحث ما نیست. قدر مسلّم این است که هنوز یک تقسیم و دستهبندی که مقبولیت عام یافته باشد پدید نیامده است و به عقیده ما مبنای تقسیم قدما برای متأخّرین روشن نشده است و حتی در میان خود قدما هم کمتر فردی به عمق این مطلب رسیده است و لهذا پارهای اشکالات در این زمینه لاینحل مانده است. ما در اینجا این اشکالات را با راه حلّی که خود انتخاب کردهایم ذکر میکنیم.
مطلبی که اول لازم است ما مورد بحث قرار دهیم این است که مبنای قدما در تقسیمبندی علوم چیست؟ آنها چه چیز را ملاک تقسیم و دستهبندی قرار دادهاند؟
قدما و در رأس همه آنها ابن سینا- که از همه مشروحتر در این باره سخن گفته است- در تقسیمات علوم «موضوعات» علوم را ملاک قرار دادهاند. این مطلب در تقسیم حکمت نظری به سه شاخه الهی، ریاضی، طبیعی، و همچنین در تقسیم حکمت عملی به سه شاخه اخلاق، تدبیر منزل، سیاست مدن کاملا پیداست. اساساً قدما در منطق در فصل مربوط به تمایز و مناسبات علوم تصریح میکنند که آن چیزی که میان مسائل یک علم وحدت ایجاد میکند و آنها را به صورت علم واحد در میآورد و آنها را از مسائل علم دیگر جدا و متمایز میکند موضوع علم است و بنابراین انقسامات و شاخه شاخه شدن موضوعات است که علوم را به شاخهها و بخشهای مخصوص منقسم مینماید.
مقصود از علم واحد این است که مسائل آن علم در حکم افراد نوع واحد به شمار میروند که دارای یک ماهیتاند و تفاوت در مشخّصات فردی است.
ولی یک سؤال باقی میماند و آن اینکه: شک نیست که در تقسیم حکمت نظری به اقسام خود و همچنین تقسیم حکمت عملی به اقسام خودش آن چیزی که مبنا قرار گرفته موضوعات است. آیا در تقسیم اوّلی علوم فلسفی که آنها را از اول به دو قسم نظری و عملی تقسیم میکنند نیز موضوع در نظر گرفته شده است یا نه؟ موضوع علوم عملی افعال اختیاری انسان است و موضوع علوم نظری چیزهای دیگر است و در واقع موضوع علوم نظری همه چیز دیگر غیر از افعال اختیاری انسان است. اگر بگوییم مبنای اولین تقسیم علوم عقلی همانا اختلاف موضوعات آنهاست این اشکال وارد میشود که چه امتیاز و تفاوتی میان اعمال اختیاری انسان و همه موضوعات دیگر اعمّ از مجرد و مادی است که حساب آن را از اول از همه آنها جدا و مجزا میکند؟ اعمال و افعال اختیاری انسان داخل در مقوله «ان یفعل» است که یکی از مقولات است و تفاوت خاصّی با سایر مقولات ندارد.
حقیقت این است که مبنای تقسیم اوّلی علوم به نظری و عملی، اختلاف موضوعات نیست؛ موضوع حکمت عملی با موضوع حکمت نظری آنقدر اختلاف ندارد که مبنای یک تقسیم به این