مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - تفاوت میان ماده ثانیه با ماده اولی
مشّائین میگویند: نه، ماده اولی هیچیک از آنها نیست، ماده اولی از همه اینها بسیط تر و از همه اینها بی تعینتر و بیتشخصتر است. البته آن ذرات ذیمقراطیسی و جزء لایتجزّای متکلّمین، اصل وجودشان انکار میشود. به فرض آنکه آنها وجودی هم داشتند باز ماده اولی از همه اینها بسیط تر و بیتعینتر است. ماده اولی به هیچ نحو قابل اشاره نیست، حتی عقلا هم قابل اشاره نیست به طوری که بگوییم در آنجا وجود دارد و جای دیگر نیست؛ عقل وجودش را کشف میکند بدون آنکه بتوان او را به شکلی نشان داد یا ارائه داد.
در مطلبی که قبلًا بحث شد، در فرق میان جسم طبیعی و جسم تعلیمی، گفتیم که اشراقیون فقط جسم طبیعی را ماده اولی میدانند و مشّائین میگویند جسم طبیعی صورتی است، تعینی است از برای ماده اولی، و ماده اولی از آن هم نامتعینتر است. ولی برای تصور آنچه که مشّائین میگویند همان مثال جسم طبیعی و تعلیمی باز مقداری مطلب را به ذهن نزدیک میکند؛ یعنی اگر بخواهیم ماده اولی را درست تعقل بکنیم که فلاسفه چه میگویند، باید ذهن خود را آماده کنیم برای تعقل این مطلب که چیزی در دنیا میتواند باشد که در ذات خودش هیچ تعینی ندارد و لا بشرط است از همه تعینات، ولی بدون هیچ تعینی نمیتواند وجود پیدا کند و تعینات مختلف بر او وارد میشود و او در ضمن همه این تعینات وجود دارد.
پس باید این شیء با یکی از این تعینات وجود داشته باشد، کأنّه همیشه خودش را در پشت پرده این تعینات مخفی کرده است، و لهذا اگر بخواهیم او را عاری از این تعینات پیدا کنیم امکان ندارد، فقط باید از همین راه دلیلی داشته باشیم و بگوییم او در همه این تعینات وجود دارد ولی محدود و مقید به یک تعین خاص هم نیست.
ما در جسم طبیعی و تعلیمی دیدیم که جسم طبیعی بدون یک کمّیت خاص یعنی بدون جسم تعلیمی نمیتوانست وجود داشته باشد؛ به این معنا که هر جسمی که داشته باشیم یک کمیت خاص دارد، یا مثل این میز است که کمّیتش به این ابعاد خاص است، یا مثل این کتاب است به ابعاد دیگر، یا مثل این شیشه است به این ابعاد دیگر، یا مثل
استاد: چرا؟
- آنها هم همین طورند، آنها هم میتوانند به هیولای اولی معتقد نباشند.
استاد: مسأله مهمی نیست و تأثیری ندارد.