مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - جسم طبیعی و جسم تعلیمی
تعلیمی بیان کردیم [١].
پس ضمناً در اینجا ما تفاوت صورت جسمیه با جسم تعلیمی را هم بیان کردیم چون ایندو خیلی با یکدیگر اشتباه میشود. اگر کسی بگوید: «ما جسم طبیعی نداریم، هر چه داریم جسم تعلیمی است» و یا بگوید: «جسم تعلیمی نداریم همه جسم طبیعی است»، یکی بگوید: «جوهر نداریم، این جوهر هم عرض است» و یا کسی بگوید: «عرض نداریم، این هم جوهر است» معلوم شد هم جوهر داریم و هم عرض؛ ولی به قول شیخ این عرض عارض تحلیلی است؛ یعنی عرض خارجی نیست، در خارج ایندو دو وجود جدا ندارند، مثل کیف و جوهر: کیف در خارج وجودش عارض بر جوهر است؛ این در ذهن عارض است، مبهم و متعین در ذهن از یکدیگر تمایز دارند نه اینکه در خارج تمایز داشته باشند [٢].
[١]. سؤال: جسم تعلیمی به منزله فصل است؟
استاد: همان نسبتی که فصل با جنس دارد همان نسبت را جسم تعلیمی با جسم طبیعی دارد. جنبه تمثیلی دارد، نمیخواهیم بگوییم که فصل اوست و همان طور که فصل تعین جنس است، جسم تعلیمی تعین جسم طبیعی است. یک وقت نگویید که من گفتم جسم تعلیمی فصل جسم طبیعی است. میخواهم بگویم همان نسبتی که میان فصل و جنس است و همان نسبتی که میان صورت جسمیه و ماده است همان نسبت میان جسم تعلیمی و جسم طبیعی است یعنی نسبت متعین به مبهم یا نسبت متعین [به] لا متعین.
[٢]. سؤال: اینکه نسبت صورت جسمیه به جسم تعلیمی نسبت مبهم به متعین است، منوط به این نیست که ما تکاثف و تخلخل را پذیرفته باشیم؟استاد: نه، همین قدر که ما تغییر و نموّ و ذبول را قبول کردیم کافی است؛ تغییر کمّی کافی است و به تعبیر کمّی هم برمیگردد. اگر ما به تغییر کمّی قائل نباشیم ممکن است دچار اشکال شویم؛ ولی تغییر کمّی وجود دارد. لااقل تغییر کمّی این است که شیء با تغییر شکل هم تغییر کمّی پیدا میکند. مثلًا مثالی که من زدم صورت ساده آن این بود که شیء کمّیتش در سه بعدش تغییر میکند. گاهی کمیت در سه بعدش تغییر میکند که یک بعدش کم میشود و یکی زیاد.
- مجموع که تغییر نمیکند.
استاد: باشد، باز هم نوعی تغییر کمّیت است.
یک وقت تغییر کمّیت این است که در هر سه بعد به نحو افزایش است. اگر شیء را از طولش بکاهیم و به عرضش یا به عمقش بیفزاییم، باز کمّیتهای آن تغییر پیدا کرده ولی در عین حال در جوهر تغییر پیدا نشد. اگر تخلخل و تکاثف را هم قبول نداشته باشیم این را نمیتوانیم قبول کنیم که در طبیعت این مقدار تغییر هم نیست. البته ما بنا بر قول به «صورت جسمیه» داریم بحث میکنیم، اما اگر حرف ذیمقراطیس را بخواهیم بگوییم، در حرف ذیمقراطیس این حرفها نیست. او میگوید واحد جسم یک ذرات تغییر ناپذیری هستند که از ازل به همان شکل بودهاند و تا ابد هم همان طور میمانند، نه حجمش زیاد میشود و نه حجمش کم میشود، نه چیزی به او متصل میشود و نه شکسته میشود.