مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - جسم طبیعی و جسم تعلیمی
هستند؛ یعنی موجود زنده در یک مرحلهای یک حیوان خاص است که قهراً دارای فصل خاصی است، یعنی نوع خاص است. حال اگر در اینجا چون افراد هستند و متبادل میشوند اشکالی باشد، در جنین که اشکالی نیست؛ چون جنین تمام مراحل را با وجود شخصی خود طی میکند. جنین در هر دورهای یک چیز است؛ یعنی اول به صورت موجود تک سلّولی است، ماهیت موجود تک سلّولی اول را دارد؛ بعد در دوره دیگر ماهیت موجود خزندهای را دارد و در دوره بعد ماهیتی دیگر، و در یک دوره دیگر ماهیت موجودی را دارد که از او انسان متحول شده است. پس ببینید این جنین در همه این نه ماه حیوان است، «حیوان» جنس آن است که مبهم اخذ شده است. لحظه اول انعقاد نطفه، حیوان تک سلولی است، ماهیتش ماهیت آن حیوان است. بعد تدریجاً تکامل پیدا میکند، نوعش تبدیل به نوع دیگر میشود، دیگر آن حیوان نیست، فصل عوض میشود؛ ولی آیا جنس هم عوض میشود؟ نه، حیوانیتش باقی است. جنس همیشه مبهم اعتبار میشود و فصل متعین. فصل، تعین جنس است. این که حیوان است در مرحله اول با تعین تک سلولی، در چند روز بعد حیوان است با یک نوع دیگر یعنی با یک فصل دیگر و با یک تعین دیگر. چند روز دیگر داخل در یک نوع دیگر میشود. حال فرض کنیم حیوان قبل از انسان میمون بوده است، میشود تعین میمونی، بعد میشود تعین انسانی. حیوانیتش در تمام مراحل باقی است و در همه اینها مبهم اعتبار شده است.
پس مانعی ندارد که یک امر مبهم و یک امر معین در حالی که وجود دارند و با هم یکی هستند (عینا یکی هستند نه اینکه در خارج یکی عارض بر دیگری است) از ایندو امر مبهم به حال خودش باقی بماند ولی در عین حال تعینات عوض شوند. پس نسبت جسم طبیعی به جسم تعلیمی مثل نسبت جنس است به فصل و حتی نسبت ماده است به صورت، و خلاصه مثل نسبت هر مبهم است با متعین خودش؛ که این مسأله خودش باب خیلی شیرین و وسیعی است و خصوصا در باب حرکت مفید واقع میشود، که اگر ما دو شیء داشته باشیم که اینها با هم اتحاد وجودی داشته باشند و یکی از این دو شیء، مبهم شیء دیگر است و دیگری تعین آن شیء است، تعینها ممکن است عوض بشود ولی مبهم باقی بماند.
حالا که ما در مقام بیان ماهیت صورت جسمیه هستیم تمایز آن را با ماهیت جسم