اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٠١ - دليل اوّل
و امسحوا برءوسكم و أرجلكم إلى الكعبين و إن كنتم جنباً فاطّهروا و إن كنتم مرضى أو على سفرٍ أو جاء أحد منكم من الغائط أو لامستم النساء فلم تجدوا ماءً فتيمّموا صعيداً طيباً فامسحوا بوجوهكم و أيديكم منه ...) [١] ملاحظه مىشود همانطور كه صلاة متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفته، وضو و غسل و تيمم هم متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفتهاند تنها تفاوتى كه وجود دارد اين است كه صلاة، وجوبش نفسى است و تعليقى در آن وجود ندارد ولى وضو و غسل و تيمم وجوبشان غيرى است و جنبه تعليق در آن مطرح است و وجوب آنها به جهت وجوب صلاة است.
نفسى و غيرى بودن، عبارت ديگرى از ذى المقدّمه و مقدّمه بودن است. ممكن است كسى بگويد: اين حرف در مورد مقدّماتى چون وضو و غسل و تيمم كه متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفتهاند قابل قبول است ولى مقدماتى كه مأمور به نيست خارج از دايره وجوب مولوى است. در پاسخ مىگوييم: مأمور به قرار گرفتن وضو براى اين است كه وضو به عنوان مقدّمه براى صلاة مأمور به است و «لا صلاة إلّا بطهور». پس وقتى ملاك وجوب شرعى مولوى مقدّمى براى ما مشخص شد، بايد حكم را تعميم داده و بگوييم: «هر چيزى كه مقدّميت براى صلاة دارد و صلاة نمىتواند بدون آن تحقّق پيدا كند، وجوب شرعى مولوى پيدا مىكند». [٢]: مسأله وجدان چيزى نيست كه انسان بتواند آن را اثبات كرده يا نفى نمايد. و برهانى بر وجود يا نفى آن دلالت نمىكند. بلكه مسأله وجدان شبيه مسأله تبادر است.
بعضى مىگويند: «متبادر از «صعيد» مطلق وجه الارض است». و بعضى مىگويند:
[١]- المائدة: ٦
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٠٠ و ٢٠١