اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٥٤ - ٢- تفسير مرحوم محقق عراقى از كلام صاحب فصول رحمه الله
مىدهد، مرادش اين است كه خود مقدّمه، ايصال قهرى به ذى المقدّمه دارد. بر مبناى اين تصوّر، ملاحظه مىكند كه مقدّمه در جايى ايصال قهرى به ذى المقدّمه دارد كه علت تامّه براى ذى المقدّمه بوده و جنبه توليديت و تسبيبيت داشته باشد و الّا اجزاء علت، به تنهايى نمىتواند ما را به ذى المقدّمه برساند. همچنين خود علت تامّه در غير واجبات تسبيبيه و توليديه- وقتى همراه اراده است- اگرچه موصل به ذى المقدّمه است ولى نمىتواند متعلّق وجوب غيرى قرار گيرد، زيرا اراده امرى غير اختيارى است و بهعنوان مكمّل علت تامّه مطرح است مگر اينكه ما اراده را كنار بگذاريم و در اين صورت اگرچه واجب، صد مقدّمه هم داشته باشد و ما همه آنها را انجام دهيم، چنانچه به دنبال اين صد مقدّمه، اراده ذى المقدّمه نباشد، آن مقدمات نمىتواند موصل به ذى المقدّمه باشد. درحالىكه صاحب فصول رحمه الله نمىخواهد چنين چيزى بگويد. ايشان مىخواهد بگويد: اين «نصب نردبان» كه در خارج تحقق پيدا مىكند دو حالت دارد: ١- به دنبال آن، «بودن بر پشتبام» به اراده مكلّف واقع نمىشود. در اين صورت، «نصب نردبان» وجوب غيرى ندارد. ٢- به دنبال آن، «بودن بر پشتبام» به اراده مكلّف واقع مىشود، در اين صورت تحقق «بودن بر پشتبام» كاشف از وجوب «نصب نردبان» است. پس درحقيقت، موصليتْ بهمعناى ترتّب قهرى ذى المقدّمه بر مقدّمه نيست بلكه بهمعناى اين است كه ذى المقدّمه، به دنبال اين مقدّمه، با اراده مكلّف تحقق پيدا كند.
يعنى اينگونه نباشد كه مكلّف، «نصب نردبان» بنمايد ولى هدفش «بودن بر پشتبام» نباشد و يا اگر چنين هدفى هم داشته باشد از تصميم خود منصرف شده و بعد از «نصب نردبان» نسبت به «بودن بر پشتبام» پشيمان شود و يا حتى اگر بعد از «نصب نردبان» با اينكه تصميم بر «بودن بر پشتبام» داشت ولى مانعى پيش آمد و نگذاشت اين «بودن بر پشتبام» تحقق پيدا كند، در اين موارد صاحب فصول رحمه الله عقيده دارد كه «نصب نردبان» وجوب غيرى ندارد.