اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٧ - اشكال شيخ انصارى به صاحب معالم رحمه الله
وجوب مقدّمه، مشروط به اراده ذى المقدّمه است، ولى نمىشود كسى ذى المقدّمه را اراده كرده ولى مقدّمه را اراده نكرده باشد. كسى كه مىداند «نصب نردبان» مقدّميت دارد براى «بودن بر پشتبام»، در همان ارادههاى فاعلى- كه ارتباط با امر ندارد- وقتى انسان «بودن بر پشتبام» را اراده مىكند و توجّه به مقدّميت «نصب نردبان» براى «بودن بر پشتبام» هم دارد، نمىشود بين دو اراده تفكيك كند و بگويد:
«من «بودن بر پشتبام» را اراده كردم امّا «نصب نردبان» را اراده نكردهام». اراده ذى المقدّمه هميشه ملازم با اراده مقدّمه است. البته ملازمه يك طرفه است يعنى اراده ذى المقدّمه ملازم با اراده مقدّمه است، امّا اراده مقدّمه ملازم با اراده ذى المقدّمه نيست. در نتيجه هرجا اراده ذى المقدّمه وجود داشته باشد، به دلالت التزاميه، اراده مقدّمه هم وجود خواهد داشت. مرحوم شيخ انصارى بر مبناى اين مقدّمه در جواب صاحب معالم رحمه الله مىفرمايد: در صورتى كه مولا بگويد: «اگر اراده بودن بر پشتبام كردى، نصب نردبان بر تو واجب خواهد شد»، با توجه به اينكه اراده بودن بر پشتبام ملازم با اراده نصب نردبان است، در حقيقت تعليق وجوب غيرى نصب نردبان بر اراده بودن بر پشتبام، برمىگردد به تعليق وجوب غيرى نصب نردبان بر اراده خود نصب نردبان و همان ضابطه كلّى كه بهعنوان مقدّمه ذكر كرديم در اينجا پياده مىشود و همان استحالهاى كه در ضابطه كلّى مطرح شد در اينجا تحقّق پيدا مىكند. بله در مواردى كه ملازمه در كار نباشد، مثل اينكه وجوب نفسى ذى المقدّمه را معلّق بر اراده مقدّمه كرده و بگوييم: «اگر اراده نصب نردبان كردى، بودن بر پشتبام بر تو واجب خواهد شد»، در اين صورت تالى فاسدى پيش نمىآيد، زيرا اراده مقدّمه ملازم با اراده ذى المقدّمه نيست پس تعليق آن مانعى ندارد. [١]
[١]- مطارح الأنظار، ص ٧٢