اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٦ - كلام محقّق اصفهانى رحمه الله در تأييد كلام مرحوم آخوند
متعلّق به صلاة است و وضو، واجب غيرى مىشود و اگر ارادهاى از مولا به (أقيموا الصّلاة) تعلّق نمىگرفت، ارادهاى هم به وضو تعلّق نمىگرفت. و اگر احتمال دوّم مورد نظر شما باشد و «اراده مستقلّه» را به معناى «اراده تفصيليه براى التفات تفصيلى» بدانيد، دو مورد خارج مىشوند: يكى آنجايى كه اصلًا التفات و توجّهى در كار نباشد و ديگر آنجايى كه التفات در كار باشد ولى بهصورت اجمالى. در اين صورت اين اشكال به شما وارد مىشود كه شما فرموديد: «واجب تبعى نمىتواند با نفسيت اجتماع پيدا كند» ما مىگوييم: «چرا چنين چيزى ممكن نباشد؟ قبول داريم كه نفسيت با عدم التفات سازگار نيست امّا چه دليلى داريم كه نفسيت ملازم با التفات تفصيلى باشد؟ ممكن است چيزى واجب نفسى باشد ولى التفات مولا به آن به نحو التفات اجمالى باشد. همانطور كه در منجّزيت علم، فرقى بين علم تفصيلى و علم اجمالى نيست، در مورد واجب نفسى هم فرقى بين التفات تفصيلى و التفات اجمالى وجود ندارد. در نتيجه همانطور كه واجب اصلى هم مىتواند نفسى باشد و هم غيرى، واجب تبعى، هم مىتواند نفسى باشد هم غيرى. نتيجه بحث در مورد واجب اصلى و تبعى از آنچه گفته شد معلوم گرديد كلام مرحوم آخوند و كلام محقّق اصفهانى رحمه الله نتوانست ثابت كند كه اصليت و تبعيت مربوط به مقام ثبوت است. در نتيجه مسأله به همان كلام صاحب فصول رحمه الله برمىگردد كه تقسيم را بهلحاظ مقام اثبات دانست.
خصوصاً كه مرحوم آخوند نيز اشاره كردند كه اگر تقسيم بهلحاظ مقام اثبات باشد ضابطه كلّى تقسيم، جريان پيدا كرده و هريك از واجب اصلى و تبعى مىتوانند نفسى باشند و مىتوانند غيرى باشند. و اشكالى هم متوجه اين مبنا نمىشود.