اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٠ - ثمره فقهى بحث در ارتباط با طهارات سه گانه
كلام مرحوم آخوند: ايشان معتقد است كه اين تقسيم ربطى به مقام دلالت و اثبات نداشته و در مرحلهاى قبل از مقام دلالت مطرح است كه ما از آن به مقام ثبوت تعبير مىكنيم. ايشان- براساس مبناى خود- واجب اصلى و تبعى را اينگونه تعريف مىكند: واجب اصلى: واجبى است كه خود آن واجب- به همراه جهتى كه مطلوبيت آن را اقتضاء مىكند- مورد التفات مولاى آمر قرار گرفته و در ذهن او آمده است، بههمينجهت اراده مولا بهطور مستقيم و بدون هيچ واسطهاى به آن تعلّق گرفته است. البته اين بدان معنا نيست كه خود آن چيز مطلوبيت نفسيه دارد بلكه ممكن است مطلوبيت آن نفسيه و ممكن است غيريه باشد. واجب تبعى: واجبى است كه يا اصلًا مورد التفات مولا قرار نگرفته و يا اينكه اگر خود شىء مورد التفات قرار گرفته، ولى خصوصيتى كه موجب مطلوبيت آن شىء شده، مورد التفات و توجه مولا قرار نگرفته است، مثل اينكه يك مولاى عادى وقتى مىخواهد عبد خود را مأمورْ به «بودن بر پشتبام» بكند فقط همين «بودن بر پشتبام» در ذهن او آمده و چيزى بهعنوان «نصب نردبان» در ذهن او نيامده باشد و يا اگر هم به ذهن او آمده، حيثيت مطلوبيت و مقدّميت آن براى «بودن بر پشتبام»- كه مطلوب نفسى مولاست- در ذهن او نيامده باشد. بر اين اساس مرحوم آخوند مىفرمايد: در واجب اصلى، هر دو قسم نفسيت و غيريت را مىتوان فرض كرد. در مسأله «كن على السطح» اگر مولا همانطور كه «بودن بر پشتبام» و جهت مطلوبيت نفسيه آن را مورد التفات قرار داده، «نصب نردبان» و مطلوبيت غيريه آن را نيز مورد التفات داشته باشد، در اين صورت «بودن بر پشتبام» و «نصب نردبان» در نفسيت و غيريت با يكديگر مختلف خواهند بود، امّا هر دو بهعنوان واجب اصلى مطرح خواهند بود، زيرا واجب اصلى عبارت از آن واجبى بود كه هم واجب و هم جهت مطلوبيت آن مورد توجه مولا قرار گرفته باشد، خواه مطلوبيت آن مطلوبيت نفسيه باشد يا مطلوبيت غيريه امّا اگر مولا وقتى وجوب «بودن