اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٣ - تحقيق در مورد ثواب و عقاب و بررسى كلام مرحوم آخوند
يكوقت در قبرستانى مشاهده مىكند كه پس از دفن يك جنازه، قيافهاى بسيار نورانى و جالب وارد قبر شد، پس از چند لحظه قيافهاى بسيار ظلمانى و وحشتناك هم داخل قبر شد. البته ما نمىخواهيم روى اين حكايات تكيه كنيم ولى اينها هم بىپايه نيست. حال اگر ما مسأله تجسّم اعمال را پذيرفتيم بايد عنوان «استحقاق» را كنار بزنيم.
و بگوييم: «لازمه عمل خوب، تجسّم و تمثّل بهصورت زيبا و لازمه عمل بد، تجسّم و تمثّل بهصورت قبيح و زشت است و عنوان «استحقاق» نه در جانب ثواب مطرح است و نه در جانب عقاب». اگر ما در جانب واجبات نفسيه، مسأله ثواب و عقاب را اينگونه مطرح كرديم، در جانب واجبات غيريه مىگوييم: اگر بخواهيم بحث كنيم كه آيا همانطور كه در واجبات نفسيه، تمثّل و تجسّم مطرح است، در واجبات غيريه هم تمثّل و تجسّم وجود دارد؟ اين ديگر به بحث از حقايق اشياء و لوازم آنها برگشت مىكند. به اين برگشت مىكند كه ببينيم آيا فلان چيز، فلان لازم وضعى را دارد يا نه؟ و اين از بحث اصول خارج است و در علم اصول نمىتوان آن را تعقيب كرد. بلكه يك مسأله كلامى است. علاوه بر اينكه در علم كلام هم روى عنوان «استحقاق ثواب» و «استحقاق عقاب» بحث مىشود». امّا اگر اين حرف را در جانب واجبات نفسيه نپذيرفتيم، ما هستيم و ظاهر آيات و روايات كه بر ثواب و عقاب نسبت به اعمال دلالت مىكنند. در اينجا مسئله داراى دو صورت است: ١- يك وقت ما ثواب و عقاب را مربوط به جعل مولا دانسته و مىگوييم: «ثواب، پاداشى است كه مولا جعل كرده، عقاب هم مجازاتى است كه خود مولا جعل كرده است. همانطور كه گاهى مولاى عرفى دستورى را نسبت به عبدش صادر كرده و قبل از اينكه عبد موافقت يا مخالفت كند به او مىگويد: اگر اين دستور مرا موافقت كردى فلان پاداش را به تو مىدهم» اين چيزى است كه مولا در مقابل موافقت امر خودش