اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٥ - بررسى راه اوّل
ما در مباحث مربوط به انشاء، همين معنا را اختيار كرديم، نتيجه اين مىشود كه الفاظ در باب انشاء نقش مهمى دارند بهخلاف الفاظ در باب جمل خبريه و بهخلاف الفاظ در باب انشاء بنا بر مبناى آيتاللَّه خويى «دام ظلّه». بلكه بنا بر مبناى ما- كه همان مبناى مشهور است- انشاء فقط با لفظ سروكار دارد، اگر لفظ «بعت» نباشد مفهوم بيع نمىتواند تحقّق پيدا كند، اگر «أنكحت» نباشد، مفهوم نكاح نمىتواند تحقّق پيدا كند.
همچنين اگر «أكرم» نباشد، مفهوم وجوب نمىتواند تحقّق پيدا كند. طبق اين مبنا ممكن است حلّ مسئله در ابتداى امر قدرى مشكل بهنظر آيد، زيرا بنابراين مبنا، انشاء وجوب (/ بعث و تحريك اعتبارى) متقوّم به لفظ «أكرم» است و چيزى نمىتواند جاى اين لفظ را بگيرد، در اين صورت وقتى بخواهيم هيئت را تقييد كنيم، لازم مىآيد يك لحاظ استقلالى در مرحله لفظ و مرحله استعمال، نسبت به معناى حرفى تعلّق بگيرد، چون اساس انشاء در ارتباط با مرحله لفظ است، درحالىكه ذات معناى حرفى ابا دارد از اين كه لحاظ استقلالى به آن تعلّق بگيرد و اگر معناى حرفى مورد لحاظ استقلالى قرار گرفت، از حرفى بودن خارج مىشود. در اينجا براى حلّ مسئله مىگوييم: درست است كه محور و اساس در باب انشاء عبارت از لفظ است ولى اينگونه نيست كه تمام الملاك عبارت از لفظ باشد. بيان مطلب: كسى كه مثلًا مىخواهد وجوب اكرام را انشاء كند ولى ملاحظه مىكند كه مطلق وجوب اكرام داراى مصلحت ملزمه نيست بلكه وجوب اكرام در صورتى داراى مصلحت ملزمه است و متعلّق غرض مولا قرار مىگيرد كه به دنبال مجىء زيد تحقّق پيدا كند، در اينجا اگرچه انشاء يك مسأله لفظى است امّا درعينحال اينگونه نيست كه فقط مربوط به لفظ باشد و لفظ بهعنوان علت تامّه باشد.
اگر انشاء از دايره لفظ بيرون نمىرود چرا كسى كه مالك يك شىء نيست نمىتواند «بعتُ» را نسبت به آن شىء بگويد؟ چرا غير مولا نمىتواند به عبد بگويد: «أكرم زيداً»؟
از اينجا معلوم مىشود كه لفظْ در باب انشاء، علت تامّه نيست بلكه در مورد انشاء هم يك پشتوانهاى از ناحيه معنا وجود دارد، يعنى مولا قبل از اينكه جمله «إن جاءك زيد