اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - مقدّمه دوّم آيا بحث اجزاء، بحث عقلى محض است يا لفظى محض و يا داراى هر دو بُعد است؟
اضطراريه، ما هستيم و ادلّه اوامر ظاهريه، بايد اين ادلّه را بررسى كنيم. ما فعلًا نمىخواهيم بگوييم كه آيا اجزاء هست يا نه؟ ولى به جهت بحثْ اشاره مىكنيم كه گاهى انسان به ادلّه اوامر اضطراريه كه مراجعه مىكند مىبيند اين ادلّه داراى لحنى است كه از آن استفاده اجزاء مىشود. مثلًا در ارتباط با تيمّم ملاحظه مىكنيم كه در روايت معتبر وارد شده كه «التراب أحد الطهورين يكفيك عشر سنين» [١] يعنى تراب، يكى از دو طهور است. در اينجا مىخواهد بفرمايد: «طهور» در جمله «لا صلاة إلّا بطهور» [٢] اختصاص به ماء و وضوئى كه با ماء تحقّق پيدا كرده ندارد، بلكه تراب هم يكى از دو طهور است و «لا صلاة إلّا بطهور» شامل آنهم مىشود و در عرض هم است. البته «در عرض هم»، نه به معناى تخيير، بلكه به اين معنا كه همانطور كه ماء- در صورت وجدان- طهور است و نقصانى در آن نيست، تراب هم- در صورت فقدان ماء- طهور است و نقصانى در آن نيست. در جمله بعد مىفرمايد: «يكفيك عشر سنين» يعنى حتّى اگر ده سال هم دسترسى به آب پيدا نكردى، اين تراب براى تو كافى است. لحن اين روايت، لحن اجزاء است و الّا اگر لازم باشد كه نماز با تيمّم در طول ده سال را قضاء كند، اين با «يكفيك عشر سنين» سازگار نيست. روايت مىخواهد بگويد:
«حتى اگر ده سال هم فاقد الماء بودى مسألهاى نيست، نه اينكه لازم باشد همه نمازهاى دهساله را با وضو قضاء كنى». لذا در اين مرحله ما بايد بحث را روى مفاد دليل امر اضطرارى متمركز كنيم. البته ممكن است كسى در اينجا بگويد: «از اين دليل، اجزاء استفاده نمىشود». ما هم نمىخواهيم بگوييم: «از اين دليل، حتماً اجزاء استفاده
[١]- چنين روايتى در كتب روائى نيافتيم. ولى در روايات متعدّدى جمله «التيمّم أحد الطهورين» وارد شده است. رجوع شود به: وسائل الشيعة، ج ٢ (باب ٢١ من أبواب التيمّم، ح ١ و باب ٢٣، ح ٥) و نيز در بعضى از روايات وارد شده است: «إنّ اللَّه جعل التراب طهوراً كما جعل الماء طهوراً». وسائل الشيعة، ج ٢ (باب ٢٣ من أبواب التيمّم، ح ١).
[٢]- وسائل الشيعة، ج ١، «باب ١، من أبواب وجوب الوضوء للصلاة، ح ١).