اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٨ - ٢- نظريه حضرت امام خمينى رحمه الله
است، يعنى داراى اجزائى است كه اين اجزاء علاوه بر اينكه تعدّد و تكثّر دارند، حقيقتشان هم با يكديگر مختلف است، مثل آهن، سيمان، آجر، گچ، چوب و .... با توجه به وسعت و نوع مسجدى كه درنظر گرفته، كميت خاصى از هريك از اجزاء، مورد نياز مسجد است. حال جاى اين سؤال است كه با وجود اينكه مسجد، نفس اين مجموعه و يك عنوان براى اين مجموعه است، نه اينكه مسبّب از اين مجموعه باشد، آيا در اراده حتمى متعلّق به مسجد لازم است همه اين مواد لازم- حتى با كمّ و كيفش- در ذهن اراده كنند آمده باشد يا چنين چيزى لازم نيست؟ آيا اراده بناء مسجد، با غفلت از كمّ و كيف اجزاء آن امكان دارد؟ اگر ممكن است آيا اين اراده ناقص است يا نه؟ بهعبارت ديگر: آيا بين اراده آدمى كه با بناء و ساختمان سروكارى ندارد و ارادهاش متعلّق به بناء مسجد مىشود و اراده آدمى كه مهندس كامل است و تمام جزئيات يك مسجد در ذهن او حضور دارد و مورد التفات اوست و ساختن مسجد را اراده مىكند، فرقى وجود دارد؟ ما وقتى به وجدان خود مراجعه كنيم، فرقى بين اين دو نمىيابيم. پس از اينجا مىفهميم كه مركّب صناعى اگرچه يك عنوان بيشتر نيست و واقعيتش همان مواد و آن هيئتى است كه در خارج تحقّق پيدا مىكند ولى در تعلّق اراده كامله به همين عنوان به نام «بناء مسجد»، ضرورتى ندارد كه مقدّمات، حتى در ذهن او، حضور پيدا كرده باشد. الآن آنچه بالفعل وجود دارد، اراده متعلّق به بناء مسجد است، وقتى خواست اين مراد را در خارج ايجاد كند، سراغ مهندس آمده و از خصوصيات آن سؤال مىكند. وقتى مهندس به او مىگويد: قدم اوّل عبارت از تهيه زمين است، مبادى اراده نسبت به تهيه زمين نزد او تحقّق پيدا مىكند، يعنى ابتدا تهيه زمين را تصوّر مىكند، سپس تصديق به فايده آن مىكند. فايده آن درحقيقت يك فايده غيريه است يعنى با تهيه زمين تمكّن از بناى مسجد پيدا مىكند. سپس ساير مبادى اراده تحقّق پيدا كرده و اراده حتميه به تهيه زمين تعلّق مىگيرد. اين اراده كه متعلّق به تهيه زمين شده، همان اراده نيست كه به بناى مسجد تعلّق گرفته است بلكه ارادهاى ديگر و با مبادى ديگر است. ما در بحثهاى گذشته گفتيم: «معناى ترشّح كه در ارتباط با مقدّمات خارجيه مطرح كرده