اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦ - مقدّمه اوّل عنوان بحث اجزاء
دايره موضوع له خارج كنيم و بگوييم: معناى (أقيموا الصلاة) اين است كه «إذا أتيتم بالصلاة لا يجب عليكم الإعادة و القضاء»؟ دلالت تضمّن هم در كار نيست، زيرا متبادر از (أقيموا الصلاة) چيزى جز مسأله وجوب اقامه صلاة و بعث و تحريك اعتبارى بهسوى ماهيت صلاة نيست. و ديگر از (أقيموا الصلاة)، استفاده نمىشود كه «إذا صلّيتم لا يجب عليكم الإعادة في الوقت و لا القضاء في خارج الوقت» كجاى (أقيموا الصلاة) به دلالت تضمن، دلالت بر چنين معنايى دارد؟ حال بايد ببينيم آيا در اينجا دلالت التزام مىتواند مطرح باشد؟ دلالت التزام اگر بخواهد جزء دلالات لفظيه باشد، ازنظر بعضىها [١] بايد دو خصوصيت در آن باشد و ازنظر بعضى ديگر بايد داراى يك خصوصيت باشد. كسانى كه قائلند بايد دو خصوصيت در آن باشد، مىگويند: بايد: اوّلًا: لزوم آن، لزوم بيّن باشد. ثانياً: لزوم بيّن آن، بيّن بالمعنى الأخصّ باشد. و كسانى كه قائلند بايد يك خصوصيت در آن باشد، مىگويند: همينكه لزوم آن، لزوم بيّن باشد كافى است، خواه بيّن بالمعنى الأخص باشد يا بيّن بالمعنى الأعم. لزوم بيّن بالمعنى الأخصّ عبارت از اين است كه نفس تصوّر ملزوم، در انتقال به لازم كفايت مىكند و پس از تصوّر ملزوم، هيچ حالت انتظارى در كار نيست. آنقدر لزوم روشن و ملازمه آشكار و بيّن است كه انسان حتّى نياز به تصوّر لازم هم ندارد.
اين معنا در لوازم ماهيت تحقّق پيدا مىكند، مثل زوجيت نسبت به اربعه، زوجيت، لازم ماهيت اربعه است و به مجرّد اينكه ذهن، اربعه را تصوّر كند، به زوجيتْ التفات و انتقال پيدا خواهد كرد و ديگر لازم نيست زوجيت را بهطور مستقل تصوّر كند. اين، بالاترين مسأله لازم و ملزوم و ملازمه است، چون ملازمه در همان رتبه ماهيتْ
[١]- المنطق للمظفر رحمه الله، ج ١، ص ٤٠