رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٨٣٧ - مسأله ١٥٤٨ كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كردهاند
به جا آورد و با ديگرى از ظهر تا شب. و نيز بهتر است هر يك از آنها مقدار نمازى را كه مىخواند، با ديگرى شبيه باشد مثلاً اگر از نماز ظهر شروع مىكند و تا نماز صبح پايان مىدهد (خواه يك شبانه روز بخواند يا چند شبانه روز) ، ديگرى نيز از ظهر شروع كند و به صبح خاتمه دهد.
بهجت: مسأله اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى ميّت، اجير كند در صورتى كه ترتيب قضا شدن نمازها براى مستأجر معلوم است، بايد براى هر كدام آنها، وقتى را معيّن نمايد؛ مثلاً اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند. و نيز بايد نماز را كه در هر دفعه شروع مىكند، معيّن نمايد؛ مثلاً قرار بگذارد نماز اوّلى كه مىخواند، صبح باشد يا ظهر يا عصر؛ و با نفر دوّم، طورى قرار بگذارد كه ترتيب رعايت شود.
[مسأله ١٥٤٧ اگر كسى اجير شود]
مسأله ١٥٤٧ اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهايى كه مىدانند به جا نياورده ديگرى را اجير نمايند (١) بلكه براى نمازهايى هم كه احتمال مىدهند به جا نياورده بايد بنا بر احتياط واجب اجير بگيرند.
اين مسأله، در رسالۀ آيت اللّٰه مكارم نيست
(١) خوئى، تبريزى، سيستانى: و اگر احتمال مىدهند كه به جا نياورده بنا بر احتياط واجب نيز اجير بگيرند.
گلپايگانى، صافى: و هم چنين براى نمازهايى كه احتمال مىدهند به جا نياورده باشد بنا بر احتياط واجب.
فاضل: مسأله مادامى كه اجير نمازها را نخوانده باشد ذمه ميت مشغول است بنا بر اين اگر اجير فوت كند در صورتى كه احتمال دهند كه نمازها را نخوانده است بنا بر احتياط واجب بايد براى آن نمازها اجير بگيرند.
زنجانى: مسأله اگر كسى نايب شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، براى نمازهايى كه مىدانند به جا نياورده ديگرى را نايب بگيرند و اگر احتمال مىدهند كه به جا نياورده بنا بر احتياط واجب نيز، نايب بگيرند.
[مسأله ١٥٤٨ كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كردهاند]
مسأله ١٥٤٨ كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كردهاند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همۀ آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولىّ ميت بدهند، مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به ولىّ ميت بدهند و اگر شرط نكرده باشند (١) بايد ورثهاش از مال او اجير بگيرند، امّا اگر مال نداشته باشد بر ورثۀ او چيزى واجب نيست (٢) .
(١) خوئى، تبريزى: چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، اگر قادر بر عمل بوده اجاره صحيح و اجارهكننده مىتواند اجرة المثل باقى مانده را بگيرد يا آن كه اجاره را فسخ نموده و اجرة المثل مقدارى را كه به جا آورده كسر و ما بقى را بگيرد و اگر قادر نبوده، اجاره نسبت به ما بعدِ فوت اجير، باطل است و مىتواند اجرة المسمّاى باقى مانده را گرفته يا آن كه اجارۀ مقدار گذشته را فسخ نموده و اجرة المثل او را بدهد و اگر شرط نكرده باشند كه خودش بخواند. .