رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٣٤ - س ٥٤ اگر مقلد يكى از مراجع باشم
مسائل متفرقۀ تقليد
[س ٤٦ جاهل مقصّر]
س ٤٦: مراد از جاهل مقصّر چه كسى است؟ ج: جاهل مقصر به كسى گفته مىشود كه متوجه جهل خود بوده و راههاى رفع جهالت خود را هم مىداند، ولى در آموختن احكام كوتاهى مىكند.
[س ٤٧ جاهل قاصر]
س ٤٧: جاهل قاصر كيست؟ ج: جاهل قاصر كسى است كه اصلاً متوجه جهل خود نيست و يا راهى براى برطرف كردن جهل خود ندارد.
[س ٤٨ احتياط واجب يعنى چه ]
س ٤٨: احتياط واجب چه معنايى دارد؟ ج: يعنى وجوب انجام يا ترك فعلى از باب احتياط.
[س ٤٩ فيه اشكال يعنى چه ]
س ٤٩: آيا عبارت «فيه اشكال» كه در بعضى از فتاوٰى ذكر مىشود، دلالت بر حرمت دارد؟ ج: بر حسب اختلاف موارد، معناى آن فرق مىكند. اگر اشكال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد.
[س ٥٠ فتوا يا احتياط]
س ٥٠: عبارتهاى «فيه اشكال» ، «مشكل» ، «لا يخلو من اشكال» ، «لا اشكال فيه» فتواست يا احتياط؟ ج: همۀ اين عبارتها دلالت بر احتياط دارند، مگر عبارت «لا إشكال فيه» كه فتوى است.
[س ٥١ فرق بين عدم جواز و حرام]
س ٥١: فرق بين جايز نبودن و حرام چيست؟ ج: در مقام عمل بين آنها فرقى نيست.
مرجعيّت و رهبرى
[س ٥٢ حكم و فتوا]
س ٥٢: در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمين با فتواى مرجعى در مسائل سياسى، اجتماعى و فرهنگى وظيفه شرعى مسلمانان چيست؟ آيا معيارى براى تفكيك احكام صادره از طرف مراجع تقليد و ولى فقيه وجود دارد؟ مثلاً اگر نظر مرجع تقليد با نظر ولى فقيه در مسألۀ موسيقى اختلاف داشته باشد، متابعت از كداميك از آنان واجب و مجزى است؟ به طور كلى احكام حكومتى كه در آن نظر ولى فقيه بر فتواى مراجع تقليد برترى دارد، كدام است؟ ج: در مسائل مربوط به ادارۀ كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد، نظر ولى امر مسلمين بايد اطاعت شود. ولى در مسائل فردى محض، هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد.
[س ٥٣ اجتهاد متجزّى]
س ٥٣: همان گونه كه مطّلع هستيد در اصول فقه از مسألهاى تحت عنوان «اجتهاد متجزّى» بحث مىشود، آيا اقدام امام خمينى «قدس سره» در تفكيك مرجعيت و رهبرى، گامى در تحقق تجزّى در اجتهاد محسوب نمىشود؟ ج: تفكيك بين رهبرى ولى فقيه و مرجعيت تقليد، ربطى به مسألۀ تجزّى در اجتهاد ندارد.
[س ٥٤ اگر مقلد يكى از مراجع باشم]
س ٥٤: اگر مقلد يكى از مراجع باشم و در اين حال ولى امر مسلمين اعلان جنگ يا جهاد بر ضد كفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه شركت در جنگ را ندهد،