رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٥١٩ - ترجمه اذان و اقامه
بهجت: و هم چنين براى اين كه به ديگران اعلام شود كه وقت نماز داخل شده است استحباب اذان بعيد نيست؛ و گفتن اذان و اقامه در غير اين موارد به قصد ورود در شرع حرام است.
[مسأله ٩١٧ مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مىآيد]
مسأله ٩١٧ مستحب است (١) در روز اولى كه بچه به دنيا مىآيد يا پيش از آن كه بند نافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
(١) مكارم: به عنوان تبرّك و اميد ثواب. .
بهجت: مسأله مستحبّ است در گوش راست بچّهاى كه به دنيا آمده اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
[مسأله ٩١٨ اذان هيجده جمله است]
مسأله ٩١٨ اذان هيجده جمله است: «اَللّٰهُ أَكْبَرُ» چهار مرتبه «اَشْهَدُ اَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ، اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰهِ، حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ، حَىَّ عَلَى الْفَلاٰحِ، حَىَّ عَلىٰ خَيْرِ الْعَمَلِ، اَللّٰهُ أَكْبَرُ، لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ» هر يك دو مرتبه، و اقامه هفده جمله است يعنى دو مرتبه «اَللّٰهُ أَكْبَرُ» از اول اذان و يك مرتبه «لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ» از آخر آن كم مىشود و بعد از گفتن «حَىَّ عَلىٰ خَيْرِ الْعَمَلِ» بايد دو مرتبه «قَدْ قٰامَتِ الصَّلاةُ» اضافه نمود.
[مسأله ٩١٩ شهادت سوم جزء اذان نيست]
مسأله ٩١٩ «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللّٰهِ» جزء اذان و اقامه نيست (١) ولى خوب است بعد از «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰهِ» ، به قصد قربت گفته شود. (٢)
(١) زنجانى: البته ولايت امير المؤمنين و ائمۀ معصومين عليهم السلام از اركان ايمان است و اسلام بدون آن، ظاهرى بيش نيست و قالبى از معنى تهى است و خوب است كه پس از اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰه به قصد تيمن و تبرّك، شهادت به ولايت و امامت بلا فصل حضرت امير المؤمنين و ساير معصومين عليهم السلام به نحوى كه شبيه جملات اذان و اقامه نگردد؛ ذكر گردد.
(٢) مكارم: به قصد تبرّك گفته شود، لكن به صورتى كه معلوم شود جزءِ آن نيست.
نورى: و چون در امثال زمان ما، شعار تشيع محسوب مىشود، در هر جا كه اظهار اين شعار، مستحسن و لازم باشد، گفتن آن هم مستحسن و لازم است.
بهجت: مسأله بعيد نيست مستحبّ بودن اقرار به ولايت امير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليه السلام در اذان مستحبّى در صورتى كه به نيّت مطلوب بودن گفته شود به عبارات مختلفى كه در نهايه و فقيه و احتجاج نقل شده است كه «اَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللّٰهِ» و يا عَلِىٌّ اَمْير الْمُؤْمِنين و يا به عبارت «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللّٰهِ» باشد. و امّا اقرار به ولايت، اگر چه در غير اذان باشد خوب است، پس احتياج به دليل مخصوص ندارد و كاملترين عبارتى كه در اينجا گفته مىشود آن است كه اقرار به خليفه بودن يا وصى بودن حضرت امير المؤمنين عليه السلام و ائمۀ طاهرين عليهم السلام در آن باشد.
ترجمه اذان و اقامه
«اَللّٰهُ أَكْبَرُ» يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند.
«اَشْهَدُ اَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ» يعنى شهادت مىدهم كه غير خدايى كه يكتا و بىهمتا است