رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٥٥٣ - مسأله ١٠٠٣ اگر در كلمهاى واو باشد
فاضل: مسأله اگر اطمينان داشته باشد كه حمد و سوره و اذكار واجب نماز را به صورت صحيح مىخواند و بعد متوجه شود كه غلط بوده نمازهايى را كه خوانده صحيح است و قضا ندارد هر چند احتياط مستحب آن است كه قضا كند امّا اگر احتمال غلط بودن حمد و سوره و ساير اذكار واجب نماز را مىداده و سهل انگارى كرده و نماز خوانده و بعد متوجه شود كه غلط بوده نمىتواند به نمازهايى كه خوانده اكتفا كند. و اگر به جهت لهجۀ خاصى كه دارد نتواند نماز خود را به صورت عربى صحيح بخواند به همان مقدار كه قدرت دارد بخواند و صحيح است.
[مسأله ١٠٠٢ اگر زير و زبر كلمهاى را نداند]
مسأله ١٠٠٢ اگر زير و زبر كلمهاى را نداند (١) بايد ياد بگيرد (ولى اگر كلمهاى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر (٢) نداند مثلاً كلمهاى به «س» است يا به «ص» بايد ياد بگيرد (٣)) و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند (٤) ، مثل آن كه در «اِهْدِنَا اَلصِّرٰاطَ اَلْمُسْتَقِيمَ» مستقيم را (٥) يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است (٦) مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
(١) خوئى، گلپايگانى، تبريزى، صافى، زنجانى: يا نداند مثلاً كلمهاى به « س» است يا به «ص» . .
(٢) بهجت: ولى اگر. .
(٣) -[قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام: گلپايگانى، خوئى، زنجانى، صافى و تبريزى نيست]
(٤) فاضل: كه يكى از آن دو غلط و داخل در كلام زائد است. .
(٥) خوئى: صراط را. .
(٦) اراكى، گلپايگانى، صافى، فاضل: بقيه مسأله ذكر نشده.
خوئى، تبريزى: ولى اگر آن كلمهاى را كه دو جور خوانده از اذكار باشد و غلط خواندنش از ذكر بودن خارجش نكند، نمازش صحيح است.
زنجانى: مگر كلمه به هر دو نحو عربى صحيح باشد و يكى از آنها را به قصد ذكر بگويد.
مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله ١٠٠٠.
سيستانى: مسأله اگر زير و زبر كلمهاى را نداند، يا نداند مثلاً كلمهاى به «ه» است يا به «ح» ، بايد وظيفه خود را به نحوى انجام دهد، مثلاً ياد بگيرد و يا به جماعت بخواند يا آن را دو جور يا بيشتر بخواند كه يقين كند صحيح آن را خوانده است ولى در اين صورت نماز او بر فرضى صحيح است كه آن جمله غلط باز هم قرآن يا ذكر به حساب بيايد.
[مسأله ١٠٠٣ اگر در كلمهاى واو باشد]
مسأله ١٠٠٣ اگر (١) در كلمهاى «واو» باشد و حرف قبل از «واو» در آن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از «واو» در آن كلمه همزه «ء» باشد مثل كلمۀ «سوء» بهتر است (٢) آن واو را، مدّ بدهد يعنى آن را بكشد و هم چنين اگر در كلمهاى «الف» باشد (و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد (٣)) و حرف بعد از «الف» در آن كلمه همزه باشد مثل «جٰاءَ» بهتر است (٤) «الف» آن را بكشد و نيز اگر در كلمهاى «ى» باشد و حرف پيش