رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٧٤٥ - س ٦٩٦ پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند
يك نماز چهار ركعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و يا بيشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزۀ او صحيح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حكم ساير مسافرين را خواهد داشت.
[س ٦٩٠ فردى هستم كه قصد اعراض از وطنم را دارم]
س ٦٩٠: من فردى عراقى هستم كه قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همۀ ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقهاى را كه در آن ساكن هستم و يا براى انتخاب وطن حتماً بايد خانهاى بخرم؟ ج: در وطن جديد، قصد توطن در شهر خاص و معين و سكونت در آن به مدتى كه انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملك خانه يا غير آن شرط نيست.
[س ٦٩١ كسى كه قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد]
س ٦٩١: كسى كه قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن كه به سن تكليف رسيده، نسبت به نماز و روزهاش در آنجا چه وظيفهاى دارد؟ ج: اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت كند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مكان براى او حكم وطن را ندارد.
[س ٦٩٢ اگر شخصى وطنى داشته باشد]
س ٦٩٢: اگر شخصى وطنى داشته باشد كه در حال حاضر در آن سكونت نمىكند، ولى گاهى با همسرش به آنجا مىرود، آيا همسر او در آنجا بايد مانند وى نمازش را تمام بخواند يا خير؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حكمى دارد؟ ج: مجرد اين كه آن مكان وطن شوهر اوست باعث نمىشود كه وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احكام وطن جارى شود.
[س ٦٩٣ محل كار حكم وطن را دارد]
س ٦٩٣: آيا محل كار حكم وطن را دارد؟ ج: اشتغال به كارى در مكانى موجب نمىشود كه آن مكان وطن گردد، ولى اگر از محل سكونت تا محل كار كه به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حد اقل يك مرتبه رفت و آمد نمايد، نماز وى در آنجا تمام و روزهاش صحيح است.
[س ٦٩٤ مراد از اعراض از وطن چيست]
س ٦٩٤: مراد از اعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جايى كه او مىخواهد، اعراض محسوب مىشود يا خير؟ ج: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سكونت است. و مجرد رفتن زن به خانۀ شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلىاش نيست.
[س ٦٩٥ وطن اصلى و وطن دوم ]
س ٦٩٥: خواهشمنديم نظر خود را در بارۀ وطن اصلى و وطن دوم بيان فرمائيد.
ج: وطن اصلى جائى است كه انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پيدا كرده است. وطن دوم هم جائى است كه مكلّف آن را براى سكونت دائم، و لو براى چند ماه در هر سال، برگزيده است.
[س ٦٩٦ پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند]
س ٦٩٦: پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در كودكى به تهران آمده و در آن سكونت كردهاند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساكن شدهاند، زيرا محل كار پدرم آنجا بوده است. بنا بر اين من در تهران به دنيا آمده، ولى هرگز در آن اقامت نكردهام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟